قرار ملاقات

صفحۀ یادداشتهای پراکندۀ علی پیام

قهوه- داستان ریچارد براتیگان

قهوه

ریچارد براتیگان

گاهى زندگى صرفا به قهوه بند است و به همان‌قدر نزدیکى که در یک فنجان قهوه مى‌گنجد. یک وقتى من یک چیزى درباره قهوه خواندم. مى‌گفت قهوه براى آدم خوب است؛ همه اندام‌ها را تحریک مى‌کند.

 

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
comment نظرات ()

81530 کلمه

در این تاریخ دوشنبه 6 ثور 1395 برابر با 25 اپریل 2016 تایپ رمان به 81530 کلمه رسید.

«... با خودم می‌گفتم: تمامی این داس‌ها و دست‌ها همگی سروته یک کرباس هستند که چهاردست‌وپایی شَلَپ افتادم وسط چشمه ناگُو. خنکی آب تمام بدنم را نوازش کرد. تبدیل شدم به کودکی که لباسم را عریان کردم و خود را انداختم بین ناگو. مادسین از آن طرف عین چنگقیش تنش را انداخت وسط ناگو، ستونی از آب و قطرات آن از پیکرۀ اب لخشید و اوج گرفت و اوج گرفت و سپس تبدیل به ذرات معلق در هوا گشت: خنک، گوارا، ناگویی.

---------------------

*کابل، پل سرخ، آپارتمان رو به روی فروشگاه فاینست

* نوشتن تجربۀ واقعی ممکنات

   + علی پیام ; ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٥
comment نظرات ()

سانسور

کجایه آزادی بیان؟ به من نشان بده! می‌خواهم به‌عنوان یک انسان ریشه‌های تاریخی و اصلی خیلی از چیزها را بگویم. می‌بینید که از بیخ گلویم خواهند گرفت. 

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ٦:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٥
comment نظرات ()

زمین و دودمان

دودمان در لغت‌نامه فارسی یعنی سلسله، سلاله، نسل، طایفه، خاندان، خاندان، خانواده، خانمان، تبار، قبیله، دوده و دودخانه. 

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ فروردین ۱۳٩٥
comment نظرات ()

 

سال نو 1395 را تبریک می گویم

   + علی پیام ; ٤:٥٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٤
comment نظرات ()

دربارۀ دودمان من، به زودی

داکتر محمدیونس طغیان ساکایی در بخشی از سفرنامۀ ترکیه نوشته: «دکتور الغ بیگ خیری فرزند کوچک یک دودمان بزرگ از سرزمین فاریاب است.» استاد ساکایی واژۀ «دودمان» را وُلغَتَلَه به یادم آورد؛ آن چیزی که در زمان ما یعنی هجرت های مداوم و پیوسته «دودمان» را دارد منهدم می کند.
من دربارۀ دودمان خودم خواهم نوشت.

   + علی پیام ; ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٤
comment نظرات ()

خیابان و درخت

درد خیابان شلوغ را فقط خیابان درک می‌کند. رنجی را که سنگفرش‌های خیابان از کفش‌های ملال‌آور و کسالت‌بار تحمل کرده‌اند فقط خود سنگفرش‌ها می‌فهمد؛ ادراکش برای عابران گیج و گول یا عابران مست و عاشق قابل‌درک نیست.

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ اسفند ۱۳٩٤
comment نظرات ()

طالبان، کبوتر دیوارهای بتنی کابل را سر برید

طالبان، کبوتر دیوارهای بتنی کابل را سر برید

طالبان، در روز سی‌ام جدی 1394 کبوتر صلح دیوارهای بتنی کابل را سر برید. بنکسی

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٤
comment نظرات ()

دال -داستان کوتاه از علی پیام

دال -داستان کوتاه از علی پیام

منتشر شده در کانون توسعه و تعاونف مورخه 14.10.2005 01:57ف فنلاند

http://www.afghanistan.fi/index.php?p=fs.dari.pages.culture.roman&o=fs.dari.culture.roman.158315751604_-158315

 

دال، گرد گاو چرخید. پیوسته و بیقرار چرخید و سپس شق ایستاد و سر تا پای گاو را نگاه کرد.

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ٦:٥٤ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٩ آبان ۱۳٩٤
comment نظرات ()

نقد و بررسی کتاب قطعه‌ای از بهشت مجموعه داستانی علی پیام

 

قطعه‌ای از بهشت

مجموعه داستان

نویسنده: علی پیام، ناشر: محمدابراهیم شریعتی، طرح روی جلد: وحید عباسی، 3000 نسخه، رقعی، 111 صفحه، چاپ اول، بهار، 1382، تهران

قطعه‌ای از بهشت نوشته علی پیام، درواقع نخستین مجموعه مستقل داستانی اوست که به‌تازگی به دست چاپ و نشر سپرده شده است. این مجموعه از هشت داستان کوتاه به نام‌های دوچرخه، عریضه‌نویس پیر، دیوژن، دال، باغ،  قطعه‌ای از بهشت، مکان مقدس و سوداگر دوره‌گرد تشکیل شده است.

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٤
comment نظرات ()
← صفحه بعد