قرار ملاقات

صفحۀ یادداشتهای پراکندۀ علی پیام

قصر زین‌العمارت سابق و صدارت‌عظمای کنونی

قصر زین‌العمارت سابق و صدارت‌عظمای کنونی


بناها و ساختمان‌ها مثل ما آدم‌ها دارای شخصیت (Character) و هویت هستند؛ بلکه بیشتر از ما آدم‌ها دارای سبک، تیپ، کرکتر و هویت هستند؛ مثلاً بناهایی با سبک معماری (architecture) کلاسیک، گوتیک، باروک، روکوکو، اسلامی، چینی، هندی، باوهاوس، شیکاگو، نوگرایی (Modernism)، پسانوگرایی (Pasamodernism) و ساختارشکنی/ واسازی (Déconstruction). شخصیتی که معماری‌ها و بناها دارند، آدمها ندارند. بناها، ساختمان‌ها و شخصیت معماری‌ها با آدم‌ها حرف می‌زنند. آدم‌ها به تماشای بناها و قصرها می‌روند؛ اما هیچ قصری و هیچ بنایی به سراغ آدم‌ها نمی‌روند.

با این وصف، یکی از بناها و معماری‌ها قصر صدارت‌عظمی است که نام سابق آن قصر زین‌العمارت و قصرعُلیا بوده است که خشت خشت آن خاطرات خوش و بد گذشتۀ تاریخی 88 سال حکومت‌داری را در همین محل بر ذهن دارد. قصر صدارت عظمی مانند هر بناهای تاریخی و جاذبه‌های گردشگری افغانستان بی شناسنامه است. شاید کسی ننوشته باشد که مهندس و معمار آن چه کسی بوده است؟ بناهای بی شناسنامه و هویت‌های گمشده در قعر گمنامی. من وقتی که برای اولین بار در پای دیوارهای قصر صدارت عظمی قرار گرفتم، ایستادم. نگاهش کردم. بعدها از سر کنجکاوی جستجو کردم تا تاریخ آن را بدانم؛ اما مثل هر آثار ماندگار فرهنگی بشری ملموس و غیر ملموس بشری واقع در افغانستان بی شناسنامه و بی تاریخ یافتم. تنها به یک نوشته از استاد شاه محمود محمود استاد تاریخ دانشگاه کابل برخوردم که این بنا را معرفی کرده است. برابر نوشتۀ استاد محمود و منابع اندک دیگر اولین قصر عالیشانی که در زمان امیر حبیب‌الله خان در غرب ارگ دارالسلطنۀ کابل مطابق به اصول مهندسی عصری بنا یافت، قصر زین‌العمارت یا قصر صدارت‌عظمی کنونی است. این قصر در ابتدا منزل شخصی سردار نصرالله خان نایب‌السلطنه پسر امیر عبدالرحمان خان بوده است. وی که در سال 1312 قمری (در حدود سال 1273 خورشیدی) در انگلستان سفر کرده و بعد از برگشت در زمان سلطنت برادرش، قصری در غرب ارگ کابل بنا نهاده و زین العمارت نام گذاشته است. از آنجایی که سردار نصرالله خان از دولت مقروض بوده است، بعد از مرگش شاه امان الله خان از فرزندان او خواست که پول دولت را بپردازند؛ اما چون پسران نصرالله خان پول وجه نقد نداشته‌اند، در نهایت این قصر را برای فروش گذاشته‌اند که سرانجام مادر امان الله خان با پول شخصی‌اش خریده و در آنجا ساکن گردیده و برای مدتی به نام «قصر علیا» معروف شده است. بعدها در اثر شورش حبیب‌الله کلکانی در سال 1307 خورشیدی حمیدالله برادر حبیب‌الله کلکانی قصر علیا را اشغال کرده که بعد از نه ما با سقوط حکومت حبیب‌الله کلکانی قصر به دولت داده شده و محل صدارت عظمی گردیده و تا برج حمل 1370 خورشیدی تعداد 11 صدراعظم در آن قصر دفتر کاری داشته‌اند.

بدین ترتیب قصر مذکور دارای تقریبا 122 سال عمر است که از سال 1308 خورشیدی تا به اکنون به مدت 88 سال مقر حکومت است و خاطرات بسیاری را از حکومتهای مختلف بر ذهن دارد. کابل که از نظر فیزیک و ساختار اقلیمی و مناظر طبیعی یکی از زیباترین و منقش‎ترین طبیعت دنیاست، دارای قصرهایی است که از جمله به قصر ستوری (واقع در وزارت امور خارجه) قصر دارالامان، قصر تاج بیگ، قصر چهلستون و قصر زین العمارت یا قصر صدارت عظمی اشاره کرد. به نظر من صدارت عظمی اکنون یکی از مصادیق «میراث فرهنگی (Heritage) بشری ملموس» یا آبدات و بناهای تاریخی (Monument) و جاذبه‌های گردشگری ((Tourist attractions ماست؛ دلیل اینکه این بنا را از جزء میراث فرهنگی بشری ملموس می‌دانم بدین خاطر است که هر بنایی که صد ساله شود از جزء میراث فرهنگی بشری شماریده می‌شود.

بناها تاریخچۀ توانایی های فکری و هنری و ذوقی مردمی را به نمایش می‌گذارند. بناها با آدم حرف می‌زنند. معماری، دکوریشن شهری، سبک‌های معماری با آدم باید سخن بگویند. آدمی باید بیخ گوش آثار و میراث فرهنگی مشترک بشری اعم از ملموس و غیر ملموس بنشیند. صادقانه و صمیمانه به سخنان آنها گوش بدهند. قصر زین‌العمارت یا صدارت‌عظمی قصه‌های ناگفته‌ای دارند. هر خشت آن قصه دارند؛ زیرا خشت خشت آن شاهد تصمیم‌گیری‌ها، حوادث و سیاستگذاری‌های سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی حدود یک سدۀ افغانستان است. چقدر خوب است که تاریخچۀ هر بنایی که ادارۀ حکومتی در آن واقع است روی ساین‌بورد حقیقی و مجازی نوشته شود. ارگ شاهی، قصر صدارت‌عظمی، قصر دارالامان، بالاحصار کابل و ... دارای شخصیت و کرکتر هستند، به قصه‌های آن‌ها گوش بدهیم.

علی پیام

7 حمل 1396 شهر کابل

   + علی پیام ; ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩٦
comment نظرات ()

کتاب سایه روشن‌ها آخرین کتاب من منتشر شد

کتاب «سایه روشن‌ها» منتشر شد

نام: سایه روشن‌ها

نویسنده: علی پیام

طراح جلد و صفحه‌آرایی: هادی مروج

ناشر: بنیاداندیشه، کابل

تاریخ نشر: زمستان 1395

محتوای کتاب: نقد ادبی (نقد رمان و داستان کوتاه)

  • کتاب‌های چاپ‌شدۀ علی پیام:
  1. «سنگ‌ملامت» (تهران، حوزۀ هنری، 1377)، مجموعه داستان نویسندگان مهاجر افغانستانی مقیم ایران، کار مشترک؛
  2. «قطعه‌ای از بهشت» (تهران، نشر عرفان، 1382) مجموعه داستان؛
  3. «حقوق اقتصادی زن» (کابل، نشر حمید، 1385)، حقوقی؛
  4. «مبانی فکری عرصۀ حکومت‌داری» (بامیان، دفتر مقام ولایت بامیان، 1390)، حکومت و سیاست؛
  5. «سنگ‌قبر» (کابل، نشر مقصوی،1393)، مجموعه داستان؛
  6. «داستان نویسان افغانستان»، (کابل، مرکز منبع معلومات در دانشگاه کابل، 1394) تاریخ ادبی؛
  7. «سایه‌روشن‌ها» (کابل، بنیاداندیشه، زمستان 1395)، نقد ادبی؛
  • کتاب‌های ترجمه شدۀ علی پیام

-          د افغانستان اوسنی کیسه لیکوال، لیکوال: علی پیام، ژبارن: عصمت‌الله مایار؛

   + علی پیام ; ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٥
comment نظرات ()

قهوه- داستان ریچارد براتیگان

قهوه

ریچارد براتیگان

گاهى زندگى صرفا به قهوه بند است و به همان‌قدر نزدیکى که در یک فنجان قهوه مى‌گنجد. یک وقتى من یک چیزى درباره قهوه خواندم. مى‌گفت قهوه براى آدم خوب است؛ همه اندام‌ها را تحریک مى‌کند.

 

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ٦:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٥
comment نظرات ()

81530 کلمه

در این تاریخ دوشنبه 6 ثور 1395 برابر با 25 اپریل 2016 تایپ رمان به 81530 کلمه رسید.

«... با خودم می‌گفتم: تمامی این داس‌ها و دست‌ها همگی سروته یک کرباس هستند که چهاردست‌وپایی شَلَپ افتادم وسط چشمه ناگُو. خنکی آب تمام بدنم را نوازش کرد. تبدیل شدم به کودکی که لباسم را عریان کردم و خود را انداختم بین ناگو. مادسین از آن طرف عین چنگقیش تنش را انداخت وسط ناگو، ستونی از آب و قطرات آن از پیکرۀ اب لخشید و اوج گرفت و اوج گرفت و سپس تبدیل به ذرات معلق در هوا گشت: خنک، گوارا، ناگویی.

---------------------

*کابل، پل سرخ، آپارتمان رو به روی فروشگاه فاینست

* نوشتن تجربۀ واقعی ممکنات

   + علی پیام ; ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٥
comment نظرات ()

سانسور

کجایه آزادی بیان؟ به من نشان بده! می‌خواهم به‌عنوان یک انسان ریشه‌های تاریخی و اصلی خیلی از چیزها را بگویم. می‌بینید که از بیخ گلویم خواهند گرفت. 

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ٦:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٩ فروردین ۱۳٩٥
comment نظرات ()

زمین و دودمان

دودمان در لغت‌نامه فارسی یعنی سلسله، سلاله، نسل، طایفه، خاندان، خاندان، خانواده، خانمان، تبار، قبیله، دوده و دودخانه. 

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ فروردین ۱۳٩٥
comment نظرات ()

 

سال نو 1395 را تبریک می گویم

   + علی پیام ; ٤:٥٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٤
comment نظرات ()

دربارۀ دودمان من، به زودی

داکتر محمدیونس طغیان ساکایی در بخشی از سفرنامۀ ترکیه نوشته: «دکتور الغ بیگ خیری فرزند کوچک یک دودمان بزرگ از سرزمین فاریاب است.» استاد ساکایی واژۀ «دودمان» را وُلغَتَلَه به یادم آورد؛ آن چیزی که در زمان ما یعنی هجرت های مداوم و پیوسته «دودمان» را دارد منهدم می کند.
من دربارۀ دودمان خودم خواهم نوشت.

   + علی پیام ; ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٤
comment نظرات ()

خیابان و درخت

درد خیابان شلوغ را فقط خیابان درک می‌کند. رنجی را که سنگفرش‌های خیابان از کفش‌های ملال‌آور و کسالت‌بار تحمل کرده‌اند فقط خود سنگفرش‌ها می‌فهمد؛ ادراکش برای عابران گیج و گول یا عابران مست و عاشق قابل‌درک نیست.

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ اسفند ۱۳٩٤
comment نظرات ()

طالبان، کبوتر دیوارهای بتنی کابل را سر برید

طالبان، کبوتر دیوارهای بتنی کابل را سر برید

طالبان، در روز سی‌ام جدی 1394 کبوتر صلح دیوارهای بتنی کابل را سر برید. بنکسی

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٥ بهمن ۱۳٩٤
comment نظرات ()
← صفحه بعد