قرار ملاقات

وبلاگ شخصی علی پیام

معرفی کتاب مبانی فکری عرصه حکومتداری در شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر

با تشکر از مسؤولین محترم شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر ،جهت اطلاع رسانی و نشر خبر انتشار کتاب "مبانی فکری عرصه حکومتداری" در وبسایت شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر. برای مطالعه به این لینک مراجعه شود:

http://cshrn.af/Documents%20of%20CSHRN/Publication/Articles/Articles46.htm

ضمنا قرار است تا معرفی این کتاب در شمارۀ جدید هفته نامۀ کلید، که با تیراژ 25000 نسخه، در سراسرِ کشور پخش می گردد به چاپ خواهد رسید. البته هفته نامۀ کلید، به روزِ شنبه و یا یکشنبۀ پیش رو، به بازار خواهد آمد.

به زودی، ترجمۀ متنِ مذکور به زبان پشتو، در بخشِ پشتوی سایت شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر، نیز نشر می شود.

لازم به یادآوری است که حمایت مؤلفین و مصنفین و تشویق آنان موجب بالندگی و افزایش تولید کتاب و فراورده های فرهنگی خواهد شد.

علی پیام

  
نویسنده : علی پیام ; ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :

کتاب "مبانی فکری عرصه حکومتداری" از چاپ برامد و روانه بازار کتاب گردید

کتاب مبانی فکری عرصه حکومتداری از چاپ برامد و روی پیشخوان کتاب فروشی های کابل قرار گرفت

 نام کتاب: مبانی فکری عرصه حکومتداری

نویسنده: علی پیام

تاریخ نشر: بهار 1390

نوبت چاپ: اول

چاپ: چاپخانه بهیر، کابل، افغانستان

ناشر: نویسنده

تمویل مالی: بودجه PBGF دفتر والی بامیان

قیمت: 300 افغانی

تعداد صفحات: 544 صفحه

 این کتاب ناظر است بر بخش های از استرات‍ژی انکشاف ملی که سکتورهای چون حکومتداری، حاکمیت قانون و حقوق بشر، سکتور زیربنا و سکتور امنیت را مورد بحث قرار می دهد. کتاب از اجزای زیر تشکیل شده است:

تعاریف و مبانی حکومتداری و سکتور حکومتداری با بخش های حقوق شهروندی در اسناد تقنینی افغانستان و اسناد لازم الرعایه بین المللی، بررسی مجازات اعدام (سلب حیات) در اسناد تقنینی افغانستان و اسناد لازم الرعایه بین المللی، چارچوب های روابط مسلمان افغانستانی با غیر مسلمان، حق رجوع مؤثر، عدالت انتقالی در گذر نظام سیاسی افغانستان، عرصه های عدالت و قضا مانند سلب آزادی و مسائل و مبانی سلب آزادی، اطاله دادرسی در دستگاه قضایی افغانستان، روش های حل و فصل عرفی و مطابقت با معیارها و روش های مؤثر کشورهای دیگر، بررسی مبانی رشوت در اسناد تقنینی افغانستان، بررسی موافقت نامه های افغانستان در عرصه بین المللی، مباحثی چون تکت های لاتری، قاعده لاضرر در قانون مدنی افغانستان، بررسی حریم ملکیت، و همچنین سکتور زیربنا چارچوب های حقوقی شاروالی افغانستان و سرانجام سکتور امنیت چون تعاریف و وظایف پولیس و جایگاه آن در اسناد تقنینی کشور و بررسی جرم سیاسی با رویکرد قانون جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی افغانستان.

نویسنده چند سالی است که سابقه فعالیت در عرصه های کارشناس تقنین و قوای مسلح و همچنین کارشناس حکومتداری و توسعه و ایفای وظیفه در عرصه های عدالت انتقالی و نظارت و بررسی از تخطی های حقوق بشر فعالیت رسمی و دولتی دارد.

شماره تلفن نویسنده کتاب: 0785573024 و 0773812921

ایمیل (پست الکترونیک نویسنده): alipayam44@yahoo.com

  
نویسنده : علی پیام ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :

غم نانوشته

کاپی بدون ذکر منبع ممنوع است.

نوشتن برای هنرمند سفارشی نیست. برای نویسنده هنرمند و برای هر هنرمند دیگر. برای نویسنده شکنجه بدتر از این نیست که نتواند بنویسد. شکنجه. نویسنده های هنرمند برای غم خودش و دل خودش می نویسد. دیشب یکی از هنرمندان مشبک کار دایکندی می گفت: چونکه حکومت و مردم و صاحبان چوکی توجهی به کار من ندارد؛ لذا من کار هنری نمی کنم. این حس خیلی غیر هنرمندانه است. هنرمند کسی است که برای دل حکومت و ارباب چوکی و یا هر کس دیگر نمی نویسد. برای حبیب الله مشبک کار گفتم: برای خودت خلق کن. بگذار که هیچ کسی توجه نکند. هنر کار دل است نه گل (به کسر گاف). نویسنده ها دو قسم اند: نویسنده های روزنویس و تاریخ مصرف دار و برای دیگران نویس که خوش این و آن بیاید. این نوع دست به قلم های مزخرفی هستند. نویسنده های هنرمند که پیشتر از سطح برداشت مردم هستند؛ این تیپ هنرمند است.

غم نانوشته نویسنده را دلگیر ساخته است. چیزی که باید آفریده شود نمی شود. این، شکنجه است برای نویسنده. غم نانوشته.

  
نویسنده : علی پیام ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :

دلتنگی

دلتنگی

کاپی بدون ذکر منبع ممنوع است.

دلتنگی. قهرمان داستان من در گلهای پیراهن گم شده است. در بین گل های پیراهن دلتنگی اش را جستجو می کند. تفسیرهای از جنس نهایی ساختن یک داستان در انتهای شب. گلهای پیراهن راه می روند. در پرچین های مزرعه. در لب لب کشت. در تفسیر آب. در جرعه های شبانه مردی در پر جویه آب. در اجرای شعر. در ظهر آفتاب. روزهای جمعه تر و تر با موهای تر آز آب که چکه چکه می چکد و از راه می رسد، نفس زده. گل های پیراهن راه رفته است تا انتهای شب که مرد بیدار مانده است تا آخرین جرعه را نهایی بسازد. گل های پیراهن در قامت موزون خوشنماست، در عین تقسیم انار. گل های پیراهن از بوی تن بامیان لبریز صبح است. پیراهن گلدار بر تن خورشید می تواند تمام اقلیم افتاب را مبهوت بسازد.

شب. روز. صبح. غروب. همه اش: مسخره است. همیشه شب شده است و همیشه روز شده است و همیشه غروب و صبح تکرار شده است. تکراری. تکراری. گل های پیراهن و شعر سپید نه از جنس شب است و نه از جنس روز و نه از جنس صبح و از جنس غروب. شروع و پایان داستان عاشقانه است. همیشه یکی کشته شده است و همیشه یکی باید بر بالین بمیرد. این تکرار هابیل و قابیل. و همیشه یکی اداره ای شده است و یکی پشت میز نشسته است که قبل از او نشسته بوده است. همیشه یکی کمنیکیشن یا ارتباطات داشته است و همیشه یکی خواسته است تا تضرع کند و خم شود؛ اما شروع و پایان یک خاطره در انتهای کوچه، سمت راست نه تکرار است و نه تکرار می شود. رقص پیراهن گلدار بر اندام آب رخداد عظیمی است بر گستره هستی.

هیچ کسی نمی تواند آب شود تا پیراهن گلدار را تفسیر کند. نه شب است و نه روز است و نه هیچ وقت. فقط گل های پیراهن بر تن آب رقص موزونی است برای شروع و پایان داستان مردی از جنس دلتنگی. فقط می ماند گل های پیراهن که بر آب جاری می شود و جاری می شود و آب می رود تا دیارهای بسیاری را سیراب کند.

امروز گل های پیراهن بیتابی می کند بر اندام آب. یا زمین از خشکی می نالد. آب راکد مانده است قرار بود جاری شود بر سرزمین های بسیار تا تجربه شروع و پایان داستانی را خلق کند. مرد دلتنگی اش را در کلمات نوشت و نوشت و نوشت تا شروعی باشد برای تفسیر گل های پیراهن در اندام چشمه و در تن جاری آب.

این آب و این خاک و این بامیان محبسی است بر مردی از جنس دلتنگی. می شد تا ترک کرد طویله را و اصطبل را و جاری شد بر آب تا در گل های پیراهن آب غرق می شد. می شد ترک می کرد سرزمین سنگی را. و قلب های جنگ زده ای را که همه چیز خشن است. و در آب غرق می شد. همین.

اسارت در چنگال: طویله و علف. دوشمن غدار: علف. انسان های کوچک. انسان های به اندازه دهان بوتل نوشابه. انسان های با ژرفای بحرالکاهل. یکی اینقدر نحیف عین موری خانه های دهاتی. انسان های ماندگار. انسان های تاریخ مصرف دار عین اداره چی ها و مامورین اداره. اداره و مامورین شبیه به کلونی مورچه هاست. زندگی تکراری. یکی را می شناسم سال هاست در پشت یک میز نشسته است او خبر ندارد که گندیده است. بیچاره مامور؛ نه، بیچاره پیچ مهره زنگ زده.

مرد پشت کمپیوترش نشسته است تا در تخیل گل های پیراهن گلدار آب شروع و پایان داستان عاشقانه ای را بنویسد. هیچ چیزی سر جایش نیست. نه داستان هابیل و قابیل، نه داستان لیلی و مجنون، نه روز و شب و نه آب که راکد مانده است بر قاف زمین. در پرجویه ها و لب لب کشت و مزرعه گندم و در سایه سار درختان بید می زیبد رقص پیراهن گلدار. به رقص بیا پیراهن گلدار!

بادها می وزند تا خبر از تغییر فصل بیاورند. فصل ها می گذرند. چه می ماند؟ لوسین فروید هم مرد. نقاش نامی بریتانیا در سن ۸۸ سالگی در خانه خود در لندن درگذشته است. این نقاش بزرگ که نوه زیگموند فروید، پدر روانکاوی بود، تا آخرین روزهای زندگی فعال بود و همچنان نقاشی می‌کرد.

31 سرطان 1390 عصر روز جمعه، محله چونی، بامیان

  
نویسنده : علی پیام ; ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :