قرار ملاقات

روزنامۀ شخصی و آنلاین علی پیام

درباره کابل تاکسی و نسخه خطی و نسخه های جعلی آنها

درباره کابل‌تاکسی و نسخه‌خطی و نسخه‌های جعلی آن‌ها

سال 1384 در نیلی مرکز ولایت تازه تأسیس دایکندی یک اتفاق افتاد: نشر نشریه‌ای دست‌نویس به «نام نسخه‌خطی» توسط ابوسعید. این نشریه دست‌نویس بود.

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()

کتاب قطعه ای از بهشت مجموعه داستان علی پیام سانسور و ممنوع شد

وزارت فرهنگ افغانستان در یک اقدام پرسش برانگیز به تاریخ 15 ثور 1394 برابر با 5 می 2015 کتاب «قطعه‌ای از بهشت» اثر علی پیام را ممنوع الخروج از افغانستان ساخت و بدین طریق سانسور کرد.

این خبر که در روزنامه «ماندگار» روزنامۀ صبح افغانستان، چاپ کابل، شماره 1529 سال هفتم، مورخ 15 می 1394 چاپ و منتشر گردید، از سانسور اثر علی پیام خبر داد.

منبع خبر سانسور کتاب:

 http://www.mandegardaily.com/wp-content/uploads/2015/05/No-1529.pdf

http://www.mandegardaily.com/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D9%80%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%80%D9%88%D8%B9%D9%80%D9%80%D9%87/

این نویسنده در مقاله‌ای سانسور در افغانستان را به تحلیل گرفته چنین می‌نویسد:

مطبوعات نهادی است‌، نوساز و متحول کننده جامعه‌. نهادی که نوگرایی و دگرگونی جامعه با پیدایش آن شروع‌شده است‌. آن چیزی که در کشور افغانستان صادق است‌. یعنی اگر شروع تحولات فکری را در کشور برایش یک نقطه آغاز پیدا کنیم‌، همان نقطه‌، آغاز مطبوعات خواهد بود.

نخستین جرقه نوسازی با جریده شمس النهار در زمان امیر شیرعلی ‌خان برمی‌گردد که در سال 1290 ق‌. در کابل شروع به فعالیت نموده است‌. محتوای عمده این روزنامه را آشنا ساختن اذهان با دنیای جدید، تشویق دولت به تجدد، تحول و صنایع در افغانستان و آمدن تجارت و معارف‌، تشکیل می‌داده است‌. همواره این نهاد نوساز در طول عمر خود با موانعی مانند استبداد، سانسور و تعطیلی‌ دست‌وپنجه نرم کرده است‌. موانع مثلثی که در هر برهه زمانی گلوی مطبوعات کشور را فشرده است و در هر مقطع تاریخی این نهاد نوپا و لاغر را تهدید به زبان بستن نموده است‌.

این موانع مثلث گاهی از خارج تحمیل می‌شده است و گاهی ریشه داخلی داشته است‌. چه موانع ریشه خارجی داشته و یا داخلی مهم این است که دامنه فعالیت این نهاد در کشور افغانستان دائم محدود و بسته مانده است‌. روی همین دلیل‌، عمر هریک از نشریات ما کوتاه بوده است و مطبوعات ما انکشاف نیافته است‌. جریده شمس النهار پس از پنج سال فعالیت با دخالت و تجاوز انگلیسی‌ها پرونده‌اش بسته شد و تا 28 سال‌، هیچ نشریه‌ای در کشور منتشر نگردید و فضای کشور در رکود فکری به سر برد.

البته قابل‌ذکر است که محققین معتقدند که نخستین گام نوسازی و نوگرایی در افغانستان با نشر جریده پانزده سراج الاخبار در زمان حاکمیت امیر حبیب‌الله خان برداشته‌شده است‌. جریده‌ای که در 11 جنوری 1906 م در پایتخت به فعالیت پرداخت‌، فقط یک شماره به چاپ رسید. چون دولت هند بریتانوی با نشر آن موافق نبوده و فوراً بیخ گلوی آن را فشرده است.

این دو جریده براثر دخالت عوامل خارجی از فعالیت بازماند و دست استعمار گلوی هردو را فشرد و حرکات روشنگرانه خوابیدند تا این‌که فعالیت نوسازی در سطوح مختلف جامعه در تاریخ 16 میزان 1290 ش‌. با نشر شماره اول سراج‌الاخبارافغانیه‌ به جنب‌وجوش افتاد. به‌طور ملموس و خوانا تحول فکری و اساس ‌گذاری فکر نو شروع شد و کشور در جریان تحول قرار گرفت‌.

باید توجه داشت که این جریده در زمان خودش تأثیر وسیع داخلی و بین‌المللی داشته و فراتر از مرزهای کشور به بیداری اذهان نقش بازی کرده است‌. یعنی نه‌تنها در داخل منبع جنبش ‌بخشی فکر نوجوانان و مشروطه‌خواهان بوده‌، بلکه در محافل آزادی خواهان و مشروطه‌طلبان ایران و جوانان آسیای میانه نیز جنبش آفرین و روان‌بخش بود. این جریده نقش سازنده‌ای در جهت احیای حرکت مشروطیت دوم‌، نهضت استقلال کشور، تجدید بنای دولت افغانی باز کرد. لیکن سایر سانسور و استبداد پدیدار گشت و گستره فعالیت این جریده را تحدید کرد. طوری که محمود طرزی در مقاله «حی علی الفلاح» خود در شماره مورخ 16 جدی 1249 ش‌. که مردم را برای تحصیل استقلال سیاسی و قیام ملی تحریک کرد، این مقاله سانسور شد و به طرزی گفته شد: مرغی که بی‌وقت اذان دهد، سرش از بریدن است و او را 26000 روپیه جریمه کردند.

این هیولا همواره سایه روشنگری مطبوعات را در افغانستان با تیر زده است و مانع بر این نهاد نوساز ایجاد کرده است‌. در ابتدای شروع مطبوعات در کشور این موانع بیشتر جنبه خارجی داشته است‌. زیرا کشور در سیطره استعمار خارجی قرار داشت. همان‌گونه که در فبروری 1917 م‌. حکمران روسیه تزاری در ترکستان تلگرامی به نماینده روسیه نومیسکی که در هند بود فرستاد که شماره‌های سراج‌الاخبار در بخارا و بلاد دیگر ترکستان منتشر می‌گردد و از مقالات آن احساسات ضد روسی و بریتانوی در مردم به جنبش درآمده است‌. بنابراین باید دولت هند بریتانوی بر امیر افغانستان فشار آورد تا این جریده خط‌مشی تبلیغی خود را تغییر دهد. یا این‌که نایب‌السلطنه در هند در دسامبر 1914 م‌. عدم نشر چنین مقالاتی را از امیر افغانستان خواست و امیر هم وعده داده بود که چنین خواهد کرد.

مطبوعات در افغانستان در دامن امارت پا به منصه وجود گذاشت و همچنان دولتی باقی ماند تا دوره امان‌الله خان‌. مطبوعات دولتی طبعاً پا را فراتر از گلیم ستایش و مداحی حکومت نمی‌توانند دراز کنند وگرنه به سرنوشت سانسور و یا تعطیلی کشانده خواهند شد. همان‌طوری که سراج‌الاخبار به مدیریت طرزی که دم از استقلال کشور، مخالفت با استعمار انگلیس‌، انتقاد از هرج‌ومرج حاکم بر فضای افغانستان می‌زد، درعین‌حال در یک محیط مطلق‌العنان شدید زیر نظر مستقیم دولت منتشر می‌گردید، نمی‌توانست با استبداد و روش شخص شاه تماس بگیرد، لهذا برای بقای خود به مدیحه‌سرایی شخص شاه متوسل می‌شد و در این ره غلو می‌ورزید.

بنابراین مطبوعات وابسته و دولتی تا همان حدی گام می‌گذارد که منافع متولیان حکومت را تهدید نکنند. متولیانی که بانفوذ و اقتدار شخصی و با تطمیع و تهدید مطبوعات را کنترل می‌کنند و اعمال سانسور می‌نمایند. همان‌گونه که در مراحل مطبوعات حکومتی در افغانستان این قضیه اعمال‌شده است‌.

اولین جریده غیردولتی در سال 1306 ش‌. با انتشار انیس‌ نمود یافت و تقریباً در همان وقت جریده افغان‌، نسیم سحر، پشتون ژغ‌ و نوروز تأسیس شدند و بدین گونه مطبوعات غیردولتی در افغانستان شکل یافت و راه را برای تحول بیشتر فکری توسعه داد و در سایه اصلاحات امانی‌، فعالیت‌ها روشنگرانه مطبوعات قوام یافت و در سال 1303 ش‌. قانون مطبوعات از تصویب عبور کرد و زمینه‌های بروز و بیان گفتنی‌ها مساعد ساخت‌.

لیکن بسیار زود پاییز عمر مطبوعات آزاد فرارسید و نادر خان پادشاه وقت پس‌ازآن که بر اریکه قدرت تکیه زد، جلو نشر و فعالیت مطبوعات آزاد را گرفت و در برابر، مطبوعات دولتی را تقویت کرد و دامنه مطبوعات آزاد جمع شد و مطبوعاتی شکل گرفت که دولت بر آن نظارت داشت و این نوع مطبوعات گسترش فراوانی یافت‌؛ اما این گسترش عمدتاً جنبه کمی داشت‌، زیرا سانسور افکار و نظریات به‌شدت و دقت عملی می‌گردید. بدین‌سان، مطبوعات کشور را تب سانسور پوشاند و بنیان یک مطبوعات مستقل‌، غیر وابسته و آزاداندیش از بین رفت و نظارت و اعمال‌نظر و حاکمیت دولت گسترش قابل‌توجهی یافت و آزادی بیان که حق طبیعی مردم است‌، سلب گردید.

با از بین رفتن نادر خان، این استبداد مطبوعاتی برچیده نشد، بلکه افزایش یافت‌. در زمان صدارت اول محمد هاشم خان‌، جراید آزاد و آزادی مطبوعات یک‌قلم ممنوع اعلام شد؛ اما مطبوعات دولتی رشد یافت‌، نویسندگانی می‌کوشیدند تا از طریق جراید و مجلاتی چون انیس‌ و اصلاح‌ به نشر افکار آزاد و مضامین تحقیقی و انتقادی بپردازند، سانسورهای متعدد در برابرشان موانع ایجاد می‌کرد و بعضی از این نویسندگان درنتیجه این اقدامات‌، کار و شغل و حتی آزادی‌شان را از دست دادند. پس همان تأثیر تحول گرایانه‌ای که مطبوعات ما بایستی می‌داشت‌، متأسفانه از دست داد و این نشریات در عمل خواننده نداشت و پس از چاپ شدن با مصرف گزاف‌، در تحویل‌خانه‌ها انبار می‌شد و یا به اشخاصی که به خواندن آن مایل نبودند توزیع می‌گردید.

 مجلس در سال 1950 م‌. دومین قانون مطبوعات را به تصویب رساند در سایه این قانون‌، مدت کوتاهی مطبوعات کشور نفس راحتی کشید و برای جراید آزاد اجازه فعالیت داده شد و پس‌ازاین آزادی‌، جراید آزادی چون نگار، ندای خلق‌، وطن‌، نیلاب‌، ولس‌ و آیینه‌ در کابل نشر شدند؛ اما خیلی زود آفتاب آزادی بیان مطبوعات غروب کرد و در سال 1951 م‌. جراید آزاد یکی بعد از دیگری محاکمه و توقیف شدند.

بدین‌سان موانع آزادی بیان و نشر افکار و عقاید مترقیانه و نوسازی و بنیان‌های حرکت‌های انتقادی که متعلق به جامعه نو است‌، دوباره چیده شد و دست نویسندگان بسته شد و اندیشه‌ها عقیم ماند.

این پدیده ضد آزادی یعنی سانسور و استبداد، بعداً نیز دست از سر مطبوعات افغانستان برنداشت. در حکومت میوندوال اگرچه جراید غیردولتی به فعالیت پرداختند، این جراید هرچند مطالب مندرجشان پیش از پخش سانسور نمی‌شد، اما دولت حق داشت در صورت کشف نمودن مطالب خلاف قانون بعداً از توزیع نشریه جلوگیری نماید و در محکمه علیه آن اقامت دعوی نماید. میوندوال اگرچه طالب و خواهان انتقاد از حکومت بود لیکن نمی‌توانست‌، چون محمد یوسف به وی اجازه نمی‌داده است‌.

پس چه به‌طور علنی و یا به‌صورت پنهان‌، مطبوعات کشور از سانسور و استبداد رنج‌برده است‌. کشوری که در آن فرصت انکشاف یک مطبوعات غیر حکومتی مسئول، ولی درعین‌حال دارای بنیان قوی مالی موجود نبود و کار کردن در مطبوعات حکومتی این بوده که یک ژورنالیست می‌بایست جارچی بادار خود می‌بود و نقش مطبوعات حکومتی این بود تا از منافع حکومت دفاع کند و کارکنان مطبوعات دولت از خود صاحب‌نظر مستقل نبوده و نمی‌توانستند. اگر چنانچه جراید غیر حکومتی هم داشته‌ایم‌، تقریباً هریک از آن‌ها به‌آسانی از طریق ارتشا تشویق می‌شدند تا از منافع اشخاص و یا مؤسسات دفاع کنند.

   + علی پیام ; ٦:٥٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()

نقدی بر کتاب سنگ‌قبر

نقدی بر کتاب سنگ‌قبر

(مجموعه داستان سنگ‌قبر اثر علی پیام)

توسط: روح‌الله فجر، استاد دانشگاه البیرونی

7 سپتامبر 2015

منبع: صفحه فیس‌بوک روح‌الله فجر Rohullah Fajr

چند وقت قبل کتاب "سنگ‌قبر" به قلم علی پیام را خواندم. این کتاب شامل ده داستان می‌شود که از دوران مهاجرت نویسنده در ایران (1372) شروع و به دوران حامد کرزی در افغانستان (1388) ختم می‌شود. این داستان‌ها بادرنظرداشت واقعیت‌های عینی جامعه نوشته‌شده که ابعاد متفاوت را دربردارنده.

ادامه مطلب
   + علی پیام ; ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()