قرار ملاقات
وبلاگ شخصی علی پیام نویسنده‌ی افغانستانی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

 دریافت نامه به سبک قدیم/ علی پیام/ یادداشت در انحصار قرار ملاقات/

چند روز قبل یکی آمد شعبه و گفت: این نامه برای شما آمده. جالب بود برایم. پس از سال ها نامه پاکت کرده دریافت می کردم. سال هاست به طور سنتی نه به کسی نامه نوشته ام و نه از کسی دریافت کرده ام. پاکت نامه از آن پاکت های است که حاشیه دارد و یک لوگویی هم در یک گوشه. و سال هاست که فراموش کرده ام بوی قلم را بر روی نامه حس کنم. و سال هاست که حس دست نویسنده و احساسات کسی که صاحب نامه است را حس نکرده ام.

سال هاست که نامه هایم برقی شده است: ایمیلی. نه احساسی دارد و نه عاطفه ای. البته این نامه درواقع نامه رسمی از مسؤول یک کتابخانه بود حاوی چند قطعه عکس. اما دلم می خواهد کسی برایم نامه روان کند به طور سنتی. خط های خط خورده و حاشیه دار که رنگ و حس لامسه نویسنده را به خوبی بچشم. دوست دارم من هم همین روزها نامه دستی بنویسم و بفرستم در سرزمین های دور. این نامه روزها آب و باد و باران و برف بخورد و سپس پستچی بدهد به دست گیرنده. رویش نوشته باشد: فرستنده: علی پیام، ولایت بامیان، شهر بامیان. گیرنده: ....، ...، ....

نامه نگاری عین ملاقات است. رمانتیک است. نازک. دوست دارم نامه ای را که فرستنده با دستانش پاکت کرده باشد و سپس با قلم آدرس نوشته باشد: برسد به دست علی پیام، شهر بامیان، ولایت بامیان و ...، دریافت کنم. لمس کردنی و عینی. طراوت دست نویسنده را به خوبی حس کنم. حتا هنگام چسپاندن در پاکت اگر با آب دهانش چسپ را تر کرده باشد تا بچسپد. هرم داغ نفسش را بر روان خود مهمان خواهم کرد. هر لحظه توقف در نوشتن و هر کلمه ای که خط خورده باشد و هر واژه تصحیح شده و رنگ قلم و هزاران معناهای دیگر را می خواهم درک کنم.

انتظار کشیدن نامه هم لذت بخش است. از دست پستچی دریافت کردن حلاوت دارد. برایم نامه بنویسید. از سرزمین های دور. دستی. گرمای دست تو برایم جذاب است. پاکت سرما و گرما چشیده شیرین است. بنویس برایم نامه ای با همان رنگی که رمز است. نه. تحمل انتظار ماه ها و هفته ها را ندارم. تحمل لذت انتظار بسی دشوار است.

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :