قرار ملاقات

وبلاگ شخصی علی پیام

نقد کتاب واژه های وامی- عربی شاهنامه

بسی رنج بردم در این سال سی

 (نگاهی به کتاب واژه های وامی- عربی شاهنامه)

 به روز رسانی: 4 سرطان 1390، شهر بامیان

 / نقد حاضر دارای حق کاپی راست است. لطفا بدون اجازه رسمی نویسنده و بدون ذکر منبع کاپی نگردد/ علی پیام: کتاب واژه های وامی- عربی شانامه، تحقیق و نوشته یعقوب یسنا استاد دانشگاه البیرونی در شرائط خاص زمانی نسل همقراغ من چاپ و نشر شده است. شرائط خاص نسل همقراغ من بدین معنا که اولا از خاکستر جنگ هنوز بیرون نشده ایم. دوم، به طور بی سامان در کش و قوس و در بی برنامگی های زبانی قرار داریم.

باز هم شرائط خاص بدین معنا که وطن من به گونه ای درگیر فضای داغ سیاست و جنگ و غلبه بر بحرانهای سیاسی و نظامی است. این وضعیت فرصت فکر کردن، تحقیق، مطالعه و تمرکز را از هر اهل ذوقی می گیرد.

اما در این چنین شرائط که ما و یسنا و امثال ما در آن نفس می کشیم، شرائط دلگیر و نفسگیر و خسته کننده و پاشانی است. این نسل خسته از جنگ و تفنگ و فضای داغ سیاست و وضعیت نابسامان ناگهان که با چاپ و نشر کتاب مواجهه شود، فضای متفاوتی در ذهن به تصویر کشیده می شود. اگر یسنا و نسل همقراغ یسنا به این شرائط و این فضا عادت نکرده باشد، محال است که در گوشه دنجی به سراغ کار دل و کار ماندگاری برود.

کش و قوس بی برنامگی های زبانی بدین معنا که هم درگیر جنگ زبانی هستیم: دری و پشتو و هم درگیر نزاع بر سر واژگانی چون دری و فارسی. در حوزه واحد زبانی هنوز جنگ داغ است: یک عده می گوید: زبان ما دری است، فقط. عده ای مدعی هستند که بایستی زبان فارسی دری بگوئیم، زیرا این به صواب است.

جنگ داخلی زبانی فارسی یا فارسی دری با پشتو توان و نیروی و ظرفیت ها و قابلیتهای کاری و یا کار مشترک نسل فارسی زبان و پشتو زبانی را که شریک نان و درد و غم و وطن مشترک هستند گرفته اند. حتا آدمهای کلان ما هنوز در تنور داغ ملالهای روحی "این زبان باشد و این  زبان نباشد" به سر می برند. با اینکه آدمی هرچه اقیانوس باشد در اعماق اقیانوس نهنگها و صدفها و مرواریدها نهفته اند و بر روی اقیانوس کشتیهای غول پیکر در حرکتند. به تعبیر رساتر ما هنوز آدمهای کهنه ای هستیم که به ظرفیتهای بالای احترام به همدیگر، تحمل پذیری و دیرنیگی وطن مشترک نرسیده ایم.

یسنا استاد جوان دانشگاه در بیکرانگی فضای ذهنی و درونی خویش به سراغ مدرک و پرونده اصلی می رود تا تمام نزاعهای بی ریشه و کینه توزانه را نقش بر آب کند. نویسنده با آرامش درونی فضای خویش به قرن چهارم هجری می رود تا عاری از هر جدال و کشماکش سطحی ای روی "متن" متمرکز شود. این تمرکز نگاه روشنفکرانه ای است که می خواهد پیراستگی و شستگی زبان مادری فارسی زبانان و یا فارسی دری زبانان را دست به شناسایی بزند.

در این شناسایی بر اساس اصول روش تحقیق کار خویش را به پیش برده ابتدا خاطر نشان می سازد: "واژه های قرضی و وامی در هر زبان طبق سرشت زبانها، امری است معمول و منطق دستوری زبان، واژه های که از زبان دیگر به وام گرفته است جرء نظام واژگانی اش می سازد و برای گویندگانش این واژه های وامی هیچ بیگانگی ای در پی ندارد و علم زبان شناسی هم پدیده وام گیری را در نظام زبانها یک امر طبیعی می داند و در برابر سوچه بودن زبانها یا سوچه کردن زببانی را از واژه های وامی نظریه غیر علمی می داند" (صفحه 57 کتاب واژه های وامی- عربی در شاهنامه)

یسنا به این مصرح شعر فردوسی اشاره می کند: "بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی" به طور غیر مستقیم نشان می دهد که استوار کردن بناهای ماندگار فرهنگ و تاریخ و سیاست و اجتماع با بلواها و جنگهای نادانان و نزاعهای ساده لوحانه ای که در وطن من و یسنا و نسل آتش گرفته ما موجود است فرق دارد. درست آن است که نگاه عالمانه و فرهمندانه به قضایا داشته باشیم تا نگاه کوچه بازاری به مسائل و موضوعات.

این استاد جوان با ارائه کار روشمند و پژوهشگرانه توانایی نگاه روشمندی را به نمایش گذاشته است و فضای سنگ و سمنت کنونی را با رنگمایه های کاری در عرصه تألیف و تولید آثار فرهنگی و ادبی و زبانی تلطیف کرده است.

پیکربندی این کتاب عبارت است از سه محور بحث: 1. سخنی در باره فردوسی و شاهنامه، 2. جهان شناختی مطرح در شاهنامه، 3. بحث واژه های وامی از عربی در شاهنامه. در بحث سوم که ستون اصلی این اثر را تشکیل می دهد، پژوهشگر روی پیشینه بحث واژه های وامی- عربی در شاهنامه و شمار واژه های وامی- عربی در شاهنامه پرداخته است.

کار یعقوب یسنا قابل قدر است. یسنا به خوبی پی برده است که ارائه اثر ماندگار بر جاودانگی مؤلف و نویسنده و بر قدرت و اقتدار فرهنگی و قابلیتهای فرهنگی کشور امری است آشکارا و پیدا. امید است که کارهای بعدی یسنا را نیز داشته باشیم.

* نام کتاب: واژه های وامی- عربی شاهنامه فردوسی

* نویسنده و پژوهشگر: یعقوب یسنا

* چاپ اول: کابل، بهار 1389

* قطع: رقعی (A3)، 187 صفحه

+