قرار ملاقات

روزنامۀ شخصی و آنلاین علی پیام

عصرها و چایخانه بازار

 عصرهای روز می روم چایخانه پیتیو، چای سبز و سیاه و قهوه اما جای فال قهوه خالی. شهر بدون چایخانه شهر نیست. اما چایخانه بدون اهل دل و ارباب معرفت و هنر چایخانه نیست بلکه دودخانه است. امروزها مهمان دارم از یکی از ولایات، وی صاحب رسانه و نویسنده و درویش مسلک است. دو شب است که تا ساعت های هشت شب می نشینیم از هر بابی سخن در میان می آید. تنهایی شکنجه است. انسان در جمع اما تنها. پریشب یکی از استادان را دیدم که چندین کتاب در دستش بود و به یکی اهدا می کرد با پشت نویسی و امضایش. حریص شدم و دیدم اما کتاب ها از کس دیگه ای بود یعنی غیر از خودش. اما حیف که در بامیان نه کتابی نوشته می شود و نه....

علی پیام/ بامیان

لینک صفحه