قرار ملاقات

روزنامۀ شخصی و آنلاین علی پیام

یادداشت

قهرمان نوشته من اگر خود را گم و گور کند خوب است؟ پیدا شدن های مزخرف و پیدا شدن های شبیه هر حیوان. انسان حیوان است. منطق ارسطویی همین را می گوید. در لب لب پلوان و جوی با دوست راه رفتن و بیت خواندن کار شیرینی است. امروز کتاب جالبی خواندم درباره سنت و مدرنیته. در کجائیم؟ می توانید گوشه ای پیدا کنید تا بدون تشویش کتاب بخوانم و بنویسم؟ این دلشوره قهرمان نوشته من است. هر حیوانی در پشت میز می نشیند. هر حیوانی یک اصطبل دارد. قهرمان نوشته من گفت: چرا به ارامش نمی رسم؟ یک حیوان اصطبل کلان تر و حیوان دیگر اصطبل خردتر دارد. قهرمان نوشته من می گوید: اصطبل و کاه چقدر احمقانه است. خری هستم در اصطبل و جوال پر کاه. پوچی نابود کرد مرا. نابودی نابود کرد مرا. عرعر عر عر خر گوشم را کر کرد. خران گوشم را کرد. چهار طرفم حیوان قطار کشیده اند. کره خر تربیت کردن هم احمقانه است. یعنی کره خر داشتن عین حماقت است. جهان عین حماقت است. احمق هایی بر حماقت گمیز می کند. ازادی ها قید می شود. اصلا به تو چه که کرتی خود را در کدام کوبند بند می کند؟ اصلا به تو چه زنی در شمال افغانستان مال خود را به چه کسی هدیه کرده است که تو را زور داده است که اعدام می کنی؟ حیوان های بدتر از خر. دنیای بی قانونی عجب دنیایی است. کسی به کس دیگر کاری ندارد. قهرمان نوشته من این را گفت و خود را به شکل زندانی در چهار دیواری دید. زندان های مخوف: قانون های عرفی مزخرف و دستگاه امر به معروف و نهی از منکر و چوکات های مذهب و خردرخروار خر در مزبله. حیوان ها در مزرعه عجب زندگی عالی دارد. در چوکات تعامل می چرند. راستی قهرمان نوشته من هم احمق است. او جهان را بی معنا و مفت می داند. همین.

16 حمل 1391 شهر کابل

لینک صفحه