قرار ملاقات
وبلاگ شخصی علی پیام نویسنده‌ی افغانستانی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

نیازمند شعله ور شدن/ علی پیام

خسته شدم از این جسدی که بر دوش می کشم که مثل هر سنگ و هر چوب و هر خشت و گل است. مثل هر حیوان ناطق دیگر. نیازمند شعله ور شدنم. زبانه بکشم و پویا شوم و اتش تر شوم و شکوفا گردم. خسته ام از عنوان های اداری و  حکومتی که چه؟ هر سنگ را برداریم ده ها نفر غغ می زنند! در جستجوی خلاقیتی هستم که خودم را فریاد بزند.  سال هاست که خود را از دست داده ام. نقاب ها و چهره ها و صورتک ها. جسدم را هر 24 ساعت بر دوش به سوی قبرستان می برم. قبرستان نزدیک است. همین حوالی. عنوان ها خرترین مفاهیم روزگار هستند. خلاقیت ها و تخیل ها و افرینش ها جوهره هستی است. جهان من غیر از این جهانی است که در آن نفس می کشم. جهانی را که باید باشم 24 ساعته مال خودم باشد نه مال دولت یا اداره. جهانی که کسی مرا بسوزاند و در سوزش آن جهانی را بسوزانم با افرینش. نیازمند این هستم که کسی بشوراند مرا مثل سونامی. طوفانی ام بسازد تا هستی را رام کنم. جسدی هستم مثل هر خلته ای که در گوشه گوشه این شهر و این دیار پر اند از اشکمبه. پوک و پوچ. عنوان ها و پوزیشن ها کاه های بی دانه ای هستند که هر روز باد می شوند در هر طرف و هر سو با تمام بردگی و بندگی. جسدی هستم که نیمه گمشده پیدایم را بر دوش کشیده تا بتوانم نیمه گمشده خود را بیابم. کامل شوم. ایا می توانم خودم باشم؟ رها از هر بند و بندگی؟ برای خودم زندگی کنم؟ پادشاه و شهریار خودم باشم؟ محافظه کاری ای در کار نباشد؟ غول و زنجیری نیز نباشد. کامل شوم و در تکامل خویش جشن یافت شدن نیمه گمشده و نیمه غایب خویش را با مستی سر بدهم؟ نیازمندم تا اتش زده شوم یا اتشی هستم که نیازمند شعله ور شدنم یا گل بسته ای که باید شکوفا شوم. سال هاست که خسته کرده است این جسد بی رمقی که بر شانه ام هست شرق و غرب و شمال و جنوب می برم تا بیندازم بر ساحتی که در آن زمان به گستره هستی وسعت داشته باشد و من باشم و ...

هجدهم اپریل 2012 شهر کابل

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :