قرار ملاقات
وبلاگ شخصی علی پیام نویسنده‌ی افغانستانی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

امروزها کتاب های زیادی خواندم. اخرین کتاب "افغانی" نوشته عارف فرمان بود که از ساعت 2 نیمه شب شروع کردم و بعد از صبحانه تمامش کردم. این کتاب خاطره و یا سفرنامه مهاجر 20 ساله افغانستانی است که در سال 62 از مسیرهای پاکستان به ایران و سپس به اروپا می رود. خاطرات مهاجرین افغانستانی در ایران تصاویر مخوفی دارد. این کتاب را می گویند: رمان. اما من فکر می کنم سفرنامه قشنگی است. کتاب قبلی اش "چار گرد قلا گشتم پای زیب طلا یافتم" از رهنورد زریاب داستان نویس کهنه کار افغانستان. این کتاب از لحاظ داستانی برایم جالب واقع نشد. و قرار نیست که نظر بدهم. بزرگان را با همان حالتش قبول کنیم بهتر نیست؟ کتاب قبلی اش "و شیخ قدس الله سره چنین گفت" از رهنورد زریاب نیز خوانده شد کتابی در مرزهای کلاسیک و نو و حکایت های شیرین. این کتاب را چه بنامیم؟ اگر کسی خوانده است مرا راهنمایی کند. کتاب های پیراهن سیاه با گل های سرخ و همچنین اشار عبدالواحد رفیعی را به خاطر سخنرانی در شب های کابل خواندم. کتاب جامعه سنتی و جامعه نو مقالات ترجمه شده را دارم می خوانم. چندین کتاب دیگر را ورق زده ام: کتاب های مثل مکه در مسیر تاریخ و ... این کتاب ها را جایی همان طوری ورق زدم. چیزهای دیگری خوانده ام در اینترنت. روزهای را سپری کردم با دوستان نویسنده. همه این ها اتفاقات جالبی بودند. کتاب مرگ سکندر مجموعه داستان تقی اخلاقی را نیز ورق زده ام و چند داستانش را خوانده ام. روزهای با کتاب بهترین روزهاست. روزهای بی کتاب بدترین ها.

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :