قرار ملاقات

وبلاگ شخصی علی پیام

یادکرد استاد شیخ موسی کربلایی بندر

علی پیام

Alipayam44@yahoo.com

تقدیم به روانهای روشن عالمان زادگاهم که هماره مثل خورشید درخشیده اند.

تاریخ ورود به سایت: 1/12/1387

 

از رسول گرامی اسلام (ص) نقل شده است که "ان العلما ورثت الانبیا، ان الانبیاء لم یورثوا دیناراً و لا درهماً ولکن ورثو العلم فمن اخذ منه اخذ بحظ وافر." (اصول کافی، ج1، ص34) یعنی بدرستی علما وارثان پیامبران هستند. زیرا که پیامبران خدا سرمایه مادی مانند پول به ارث نگذاشته اند بلکه دانش و علم میراث گذاشته اند. پس هرانکس که از میراث انبیاء استفاده کند، بهره وافر برده است.

آیا براستی میراث جاویدان انبیای خدا در جامعه ای که من متعلق آن هستم از چه حرمت و جایگاهی برخوردار هستند؟ در این نوشته در پی بررسی جایگاه شایسته وارثان انبیا نیستم. بلکه در این نوشته صرفا در مقام یادکردی از یکی عالمان دینی و زاهدان خلوت نشین انس خدا هستم. عالمی که پرتو چراغ دانش و فضیلت و تقوایش افقهای میراثداری انبیای عظام را روشن نگهداشته اند.

کسی که در این نوشته از آن می خواهم یاد کنم، مرحوم شیخ موسی کربلایی (ره) است. استاد بزرگی که چهل سال مدام نور افشانی کرد و سرانجام در سال 1367 خورشیدی در قریه شهرستان بندر ولسوالی سنگتخت – بندر ولایت دایکندی دار فانی را وداع گفت.

یادم است از آن زمانهایی که بچه خردسالی بودم نامهای محترمی را با بزرگی و احترام می شنیدم. نامهایی مانند آیت الله عالم بندر، شا ناظر، حاج مؤمن، شیخ قاسمعلی سنگتخت، آقای مشهدی و همچنین شیخ موسی کربلایی شهرستان. این نامها علامتها و نشانهای جاودان تاریخ علم و دانش بشری اند. اما امروز از بین همه این نامها سراغ مرحوم شیخ موسی کربلایی را می گیرم. نامی که فضل و زهد و ورع و تقوا و دانشش در ادبیات عرب تمام طول زمان عمرم را پر کرده است. البته از خیلی سالها پیش تصمیم داشتم تا به تکریم و تعظیم وارثان انبیای خدا سراغ این نامها و نشانهای جاویدان و میراثداران پیامبران خدا بروم و قاب عکس شان را غبار روبی کنم. اما هر روز، این روز و فردا کردنها کارها را به تعویق انداخت. می خواستم در سالگرد مرحوم شیخ موسی کربلایی یادی از آن عالم زاهد و استاد فرزانه ادبیات عرب انجام بدهم، به فرداها موکول گردید.

تا اینکه همین روزها مصمم شدم تا به سراغ تعدادی از شاگردان حوزه درسی شادروان شیخ موسی کربلایی بروم. سراغ آقای محمدعلی عادلی شهرستان بندر، یکی از نزدیک ترین شاگرد وی را گرفتم و به ایشان تلفن کردم تا گفت و گوی تلفنی کوتاهی درباره مرحوم استاد شیخ موسی کربلایی داشته باشم. نوشته زیر محصول مصاحبه با آقای عادلی است.

مرحوم استاد شیخ موسی کربلایی (ره) در قریه سر سنجد سنگتخت به دنیا آمده است. تا ایام جوانی در آبادی اش زندگی کرده است. در سنگتخت درس خوانده، سپس راهی یکاولنگ بامیان شده است. بعد از چند سالی تحصیل در حوزه علمیه آیت الله شیخ موسی کلانی، واقع در قریه سیاه دره یکاولنگ بامیان به سنگتخت برگشته است و به تدریس پرداخته است. در حوالی سنه 30 خورشیدی به بندر رحل اقامت گزیده است. بانی اقامت استاد در بندر، مرحوم ارباب حیدر از کلانهای منطقه بندر بوده است. ارباب حیدر، شیخ موسی کربلایی را به عنوان ملای منطقه به بندر دعوت کرده است. سپس مرحوم شیخ موسی کربلایی تا آخر عمر در قریه شهرستان بندر متوطن شده است. سرانجام در سال 1367 خورشیدی حوالی هفتاد سالگی به رحمت خدا پیوسته و در منطقه "دلدل" بندر به خاک سپرده شده است.

شیخ موسی کربلایی استاد بی نظیر ادبایت عرب بوده است. به قول علمای منطقه، آن مرحوم در ادبیات عرب مجتهد بوده است. به اعتراف برخی از علمای منطقه و شاگردان آن مرحوم، او در ادبیات عرب بی نظیر بوده است و نظریات آئمه نحو را کلا مسلط بوده است.

شیخ موسی کربلایی تمام طول تحصیلاتش را در مناطق مرکزی افغانستان انجام داده است و پایش را از مناطق مرکزی به بیرون نگذاشته است، از حوزه های درسی علمی دینی سنگتخت و یکاولنگ بهره برده است و سطح تحصیلاتش کتاب "قوانین" بوده است.

از خدمات علمی وی می توان به پرورش شاگردان بزرگی مانند استاد شیخ محمدداد واعظ بندر، شیخ حاج جمعه اوحدی کیلیگو (یکی از استادان مبرز سطوح و استاد حوزه علمیه خاتم الانبیای بازار سنگتخت)، مرحوم علوی تلخک (والی لعل در حکومت شورای اتفاق مرحوم آیت الله بهشتی ورسی) و تعداد دیگر از علمای بزرگ منطقه که برخی از آنان در حوزه های خارج از کشور مشغول تحصیل و تدریس می باشند نام برد. ظاهراً یکی از شاگردان مرحوم شیخ موسی کربلایی، مرحوم شیخ محمدحسین صادقی نیلی بوده است، زیرا مرحوم صادقی نیلی همیشه با عنوان استاد از مرحوم شیخ موسی نام می برده است.

از آثار مکتوب آن مرحوم می توان به تقریر (کتاب خطی) "شرح عوامل ملامحسن" نام برد که پیش شاگردشان یعنی آقای عادلی بندر موجود است.

مرحوم استاد شیخ موسی کربلایی هرگز در جنگهای داخلی شرکت نکرده است. در آخرهای عمرش از قضاوت کردن و شریعت کردن بین مردم خودداری می کرد. فقط به تدریس و تربیت شاگردان می پرداخت. خیلی تلاش کردم تا تصویر آن مرحوم را پیدا کنم و در این یادکرد استفاده کنم، اما موفق نشدم پیدا کنم. بجاست اشاره کنم که شاگردان آن مرحوم در حق آن استاد همام کوتاهی بسیار کرده اند. زیرا می توانستند یادمانی بگیرند. اما گویا همینکه آدمها چهره بر نقاب خاک پنهان کند، همگی فراموش می کنند.

در پایان لازم است تا از اقای محمدعلی عادلی بندر و اقای محمد صالحی بندر به خاطر معلومات در باره مرحوم شیخ موسی کربلایی تشکر کنم. باشد تا این نوشته مختصر مقدمه ای باشد برای کار وسیع و به فراخور میراثداران پیامبران عظام.

روان آن فرزانه استاد ادبیات عرب، شاد و مینویی و یادش گرامی باد.

+