قرار ملاقات

روزنامۀ شخصی و آنلاین علی پیام

گفت‌وگو

با عالمان مولف

(گفت و گو گونه ای با محمدعلی عارفی ورسی عالم مولف افغانستانی)

Öعلی پیام

تاریخ ورود به سایت: 23 حمل 1388 برابر با 12/4/2009

گاهی مرد سپید مویی را می دیدم که در راهروی یکی از ساختمانهای کنار حرم امام رضا تعداد کتاب نو در حاشیه چمنکاری گذاشته و کنارش نشسته است. گاهی وی را در ازدحام تعدادی از علما با کارکتر و تشخص علمایی می دیدم. و گاهی اطرافش خلوت بود و آرام. در انبوه بگومگوهای مشتریها می شنوم: کتاب بسیار مفید است. آقای عارفی! نزدیک می روم  کتابها با جلد براق نور خورشید را جمع می کند و به چشمانم هدیه می کند. برق نور خورشید و رنگ سبز چمن تلفیق زیبایی را رقم می زند. به همان مرد سپید موی می گویم: کتابها مال کیست؟ با متانت و فروتنانه می گوید: مال منه.

در اینجا نه در پی بررسی آثار علمای مولف افغانستانی هستم و نه در صدد تحلیل نقش آنها در تألیفات و خلق آثار علمی و دینی. بلکه سراغ مرد سپید مویی را می خواهم بگیرم که هر روز کتابهای با جلد براق را بساط می کند اینجا در حاشیه پیاده رو کنار چمنکاری.

با متانت و حلم در پاسخم می گوید: بله من نوشته ام. سوژه در ذهنم جان می گیرد و می گویم اگر فردابیایم چند سؤالی از شما راجع به کتابها و آثار تان بپرسم اجازه است؟ با تردید جواب مثبت می دهد. فردا با کامره دیجیتال سراغش را می گیرم لبخند ملیح بر لبش است. نامش محمدعلی عارفی است، اهل ورس ولایت بامیان. جایی که چند سال قبل بزرگترین مجسمه های بودای جهان جهان را در سوگ تخریبش فراخواند. جایی که خرابه های ضحاک ماردوش و شهر غلغله و ابنیه و میراث بزرگ فرهنگی جهان در آن قرار دارد.

عارفی در سال 1321 خورشیدی در قریه "دوله" به دنیا آمده است. دانش آموخته مدارس دینی و حوزه های علوم دینی است. در مراکز رسمی و بزرگ حوزه های علمیه نجف سوریه قم و مشهد درس خوانده و مقطع خارج فقه و اصول را به اتمام رسانده است. عارفی تحصیلات منظم و آکادمیک ندارد. همین باعث شده است که کارش طبق روشهای تحقیق پیش نرود. به عبارتی از سطح عبور نکند و به لایه های کار که آثارش را به منابع علمی ارتقا بدهد نرسد. با این هم از آثارش اینها را نام می برد.: 1) مخزن المراثی 2ج - 2) مخزن المصائب 1ج - 3) ارمغان ورس 1ج - 4) گلهای عاشورا 3ج - 5) نغمه های نینوا1ج - 6) مجموعه المراث1ج - 7) خزان بوستان کربلا2ج - 8) معراج پیامبر اعظم (ص)1ج

می گوید که دو کتاب دیگر به نامهای رساله مختصر در فضیلت شب قدر و دیگری گوهر درخشان در مواعظ و نصایح اهل ایمان.آماده چاپ دارد.

از عارفی می پرسم که هزینه چاپ را چگونه تأمین کرده است؟ می گوید که مقدار هزینه مال شخص خودم بوده است. از استقبال کتابهایش می گوید کتابهای مخزن المراثی و مخزن المصائب فروش خوب داشته است. از وضعیت نشر و طبع دلخور است. کتاب معراج پیامبر اعظم (ص) شش سال در دست ناشر مانده است.

وقتی که کتابها را ورق می زنم زود می بندم و نمی خواهم راجع به کتابها سوال کنم. زیرا برخورد نقادانه زمان و مکان مناسب و فرصت درخور خودش می طلبد.

دست آقای عارفی عالم مولف افغانستانی را می فشارم. در مسیر راه برخی از آثاری که توسط علمای افغانستانی در همین شهر مشهد پدید آمده است در ذهنم مرور می کنم پشت سرم را نگاه می کنم آقای عارفی کنار کتابهایش نشسته است و رنگ چمن گرفته است و خورشید در جلد براق کتابهایش می درخشد. برای اقای عارفی ارزوی توفیق بیشتر می کنم و با خودم می گویم ایکاش علمای ما همگی بکوشند تا تحقیق و تألیف بیشتر سروسامان بگیرد. و با خودم می گویم که عالم بی اثر مانند درخت میوه ای است که ثمری نداشته باشد. و هر کس اثرش بیشتر ثمرش بی شمارتر و تأثیرگذارتر. آرزو می کنم که روحیه تحقیق در بین تمامی علمای دینی کشور گسترش یابد تا چنارهای کهن علم و دانش و فرزانگی در این کشور سایه بگستراند.

محمدعلی عارفی، مؤلف افغانستانی

لینک صفحه