قرار ملاقات
وبلاگ شخصی علی پیام نویسنده‌ی افغانستانی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

نقشه جغرافیایی بندر مرکز ولسوالی سنگتخت-بندر، ولایت دایکندی.

ü      علی پیام

ü      تاریخ انتشار: 20/11/1387 برابر با7 فبروری 2009

 

نقشه جغرافیایی بندر، براساس طراحی طالب حسین موحد

بندر، ناوه بزرگی است دارای چندین قریه، منطقه هزاره نشین. از بندر تنها جایی که در نقشه جغرافیای افغانستان آمده است محله "دهن شینیه مقبول" بندر است. نزدیکی مرکز ولسوالی.

نقشه جغرافیایی بندر، طراحی طالب حسین موحد، دهه 70 شمسی

نقشه ای را که در تصویر می بینید، نقشه بندر مرکز ولسوالی سنگتخت-بندر ولایت دایکندی است. طرح این نقشه  چند سال قبل توسط طالب حسین موحد از قریه میراثی بندر به سفارش اینجانب طراحی شده است. نقشه حاضر تصویر عین دستخط آقای موحد است. این نقشه براساس اطلاعات و معلومات شخصی شخص طراح کشیده شده است. او سالهاست که در شهر هرات ساکن است. زندگی افغانستان برای آدمهای خوش ذوق محل کمتر برای نفس کشیدن دارد.

صحت و ثقم نقشه تأیید نمی گردد. اما با توجه به چشمدیدها و تجربیات و سفرهایش در مناطق مختلف بندر قریب به واقع می باشد. بی گمان این نقشه نخستین نقشه ای است که در دسترس قرار می گیرد. انتشار این نقشه در صلاحیت وبلاگ قرارملاقات است. استفاده بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.

بندر، منطقه خوش آب و هوا، کوهستانی که قبلا دارای مراتع و چراگاهها که در زمستانها کوههایش پوشیده از برف بوده است و در فصل بهار و تابستان پوشیده از پوشش گیاهی. به نقل پدران و مادران این منطقه این سرزمین آنقدر پوشش گیاهی داشته است که از ترس خرس و حیوانات وحشی کسی جرئت نداشته اند تا از آبادی فاصله بگیرند. مردم این مناطق ییلاق و قشلاق داشته اند و هنوز هم کوله های آن یعنی سنگچیلهای ییلاقی آن در اعماق دره های این مناطق بجاست. اما اینک این مناطق آنقدر عریان و لچ است که شاید برای دوایی یک کنتل سیلبی نمی توان یافت. تا همین اوایل دهه 60 خورشیدی آنقدر برف در زمین می نشست که تا سال دیگر می ماند و حتا برف می گندید وا کرم می زد. و دره ها پوشیده از برف بود. از بالای برف مردم رفت و آمد می کردند و به سوی انتهای دره ها و ارتفاعات می رفتند. و زیر برف شبیه به تونل بزرگ و طولانی بود که از اثر آب شده برف به مروز زمان این تونل تشکیل داده بود. و از کف دره آب خنک پوشیده از گیاهان یخنی و کوزه تنی به سوی آبادی خرامان می رفت تا آب سرد چشمه ساران را به مردآم ابادی تعارف کند. ادم ها برای خوردن کوزه تنی و استفاده از سایه تونل برفی بین تونل می رفتند، سرد بود و قطرات برف مانند باران می چکید. الان اگر به هریک از متولدین دهه شصت به بالا این سخن را تعریف کنیم، شبیه به حکایت و افسانه می ماند. و واقعا شبیه به افسانه است اینکه مردم در زمستانها در تاوخانه ها و یا پیش منبر آبادی و یا روی علف کاه دانها می نشستند و به شاهنامه خوانی و شنیدن داستهای خاورنامه و ورقه و گلشاه و نجما و امیر ارسلان رومی مشغول می شدند. پستانهای گاوهایشان همیشه پر شیر بود و جوالهای گندم و آردشان پر و کاهدانهایشان لبریز از علوفه و مزارع شان همیشه پر آب و کوههایشان پوشیده از گیاه و برف و دره هایشان پر از دار و درخت و چشمه هایشان سرشار از ااب خنک بود. ییلاق و قشلاقشان روبراه بود و تمام سال شان آرامش.

اما امروزه کوههایشان عریان است و زمینها تشنه و پستانهای گاوهایشان خشک و چشمه هایشان خشک. سرزمین که استقلال و خودکفایی اقتصادی روستایی داشت اما اکنون برای یک پاو روغن و یک من گندم نیازمند بازار است. ارمغان زمان حاضر نیست جز وانفسای مردم، عطش به دنبال گندم مؤسسات کمک کننده، حفر چا آب نوشیدنی. فقط چیزی که تغییر کرده است، عریان شدن دره ها از دار و درخت. زیرا که مردم درختان شان را اره کرده اند و سپس بار موترهای کاماز کرده اند فرستاده اند برای سوخت چری های مردم کابل.

دره های بندر آنقدر خالی از دار و درخت شده اند که باد از ته ناوه تا آخر آن اسب تازی می کند. خشکسالی ها مزید بر علت عریان شدن محیط طبیعت از پوشش گیاهی و درختان شده است.

با طبیعت و محیط زیست مدارا کنیم.

 

پایان

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :