قرار ملاقات
وبلاگ شخصی علی پیام نویسنده‌ی افغانستانی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

بیا خاکستر ها را پس بزنیم

Ñعلی پیام

تاریخ به روز رسانی: سه می 2009 برابر با 13 ثور 1388

منظورم خاکستر بر سر باد کردن نیست. بلکه خاکسترها را پس زدن است و قوغ ها را بیرون آوردن است. قوغ، آتش زیر خاکستر زمانه است؛ گرما بخش و گرما آفرین. با آتش می شود نان پخت و می شود گرم شد و می شود روشن شد و .... منظورم این است که در این دو سال برخوردهای من بیشتر با طیف خاص جامعه است. با افرادی که در مقطع ماستری در رشته های کلام، فقه  مبانی حقوق اسلامی، حقوق، علوم قرانی و غیره هستند. در هفته چند بار این چهره های تکراری می بینم البته آدم خورشید را هر روز می بیند.

و این روزها تعدادی از این دوستان گاهی می پرسند چه مسئله ای را و یا موضوعی را برای رساله (پایان نامه) پایان کارشناسی ارشد بنویسم؟ البته در حد بضاعت خودم جوابهای را می دهم، آنچه که ذهن مرا مشغول داشته است. برای برخی از اینها پیشنهاد کرده ام:

می توانی آرای کلامی و فلسفی مرحوم شهید مبلغ را بررسی کنی، می توانی آرای اصولی و فقهی مرحوم آیت الله سید سرور واعظ کابل را بررسی کنی، می توانی آرای صلاح الدین سلجوقی را به کاوش بگیری، می توانی کتاب اژدهای خودی مرحوم سید بهاءالدین مجروح را از دید کلامی و فلسفی و عرفانی به تحلیل بگیری، می توانی ... و سرانجام چقدر خوب خواهد بود که خاکسترها را پس بزنیم از روی قوغهای که در زیر خاکستر پنهان است و ممکن است این خاکستر زمانه همه دارائیهای ما را در زیر خروارها خاکستر مدفون کند. قوغهای که ما را گرم می کند و نان ما را پخته می کند و گرم کرده اند و پخته کرده اند.

چیز دیگر اینکه من هم امروزها موضوعی میان رشته ای فقه و حقوق را جستجو می کنم اگر کسی باشد که مرا هم راهنمای کند که چه مسئله ای و موضوعی را برای پایان نامه ام برای رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی برگزینم، متشکر خواهم شد.

اما جوابهای دوستانی که برایشان مسئله یابی کرده ام  اینها بوده اند: کتابهای آنان را ندارم، آنان اثر ندارند، فلانی از لحاظ سیاسی چندان جالب نبوده است، فلانی از لحاظ دسته بندی قومی ...، فلانی بچه اش آدم بی ادبی است، و دلایل دیگر از این قبیل که به نظرم چوبین هستند.

آری، این هم درست است که این بزرگواران ارا و اندیشه هایشان را مکتوب نکرده اند. و اگر کرده باشند آب در خانه قیمت ندارند. و آنچه از خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد و اگر هم اثر نداشته باشد، باید کشفش کنیم.

من رشته تحصیلی ام کلام و فلسفه نیست. البته هم فلسفه خوانده ام و هم کلام، یعنی چند واحد (کریدت) های. اما خیلی از بزرگان را دیده ام که از شهید مبلغ سخن گفته اند. خصوصا خاطرات استاد رهنورد زریاب را بارها از شهید مبلغ شنیده ام. آیا کسی از این شخصیت علمی هست که خاک و غبار را از روی ائینه پس بزند؟ و شنیده ام درباره مرحوم صلاح الدین سلجوقی. آیا کسی است که غبارها را کنار بزند؟

یا خبیر و یا علیم.

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :