قرار ملاقات
وبلاگ شخصی علی پیام نویسنده‌ی افغانستانی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

ادبیات موافقین و مخالفین قانون احوال شخصیه شیعه ها ایراد دارد

تاریخ به روز رسانی: 15/2/1388- 5/5/2009

áعلی پیام

قسمت2

اشاره: به خاطر حفظ حرمت افراد ذکر اسامی محفوظ است.

 

وقتی که وب گردی بکنید، با ادبیات قابل نقد موافقین و مخالفین قانون احوال شخصیه شیعه ها برابر می شوید. آن روز من به قصد نقد و بررسی ادبیات موافقین و مخالفین بخشهای از نوشته ها و مطالب وبسایتها و وبلاگها را یاداشت کردم و اینک با هم مرور می کنیم و به قضاوت می نشینیم.

1- "(نام محفوظ) مکتب را سنگباران کنند و اتهام مسیحیت و فحشا و بی‌دینی بزنند و خواستار کشتن من شوند"[i]

2- "ما قانون می خواهیم اما دمکراتیک"[ii]

3- "(نام محفوظ) به مثابه یک انگلِ اجتماعی است که از روزگارِ بی‌رمقی و استیصال درآمده و اینک بار دیگر در قیافة دراکولای خون‌آشام ظاهر شده است".[iii]

4- "قانون آری تحجر نه"[iv]

5- "ما مردم مسلمان افغانستان از قانون احوال شخصیه حمایت می کنیم".[v]

6- "همین کثافت (نام محفوظ) بود که در لویه جرگه نام اسلامی را مانند وصله ناجوری بر پیشانی دولت چسپانید تا در آینده با خیال راحت به اجراات اسلامی شان مانند وضع این قانون ضد بشری بپردازند".[vi]

7- "بازی چندش آوری که مشتی از سربازان فرهنگی ناتو در کابل به راه انداخته بودند".[vii]

8- "قانون طالب پسند "احوال شخصیه شیعیان" در افغانستان، قانونی ست که چندی پیش با تلاشهای بی وقفه ی (نام محفوظ) یکی از متهمان نقض حقوق بشر در افغانستان توسط پارلمان تایید".[viii]

9- "این قانون، تجاوز جنسی شوهر را بالای همسرش قانونی می سازد. عمل جنسی بدون رضایت حتی اگر از طرف شوهر هم باشد، تجاوز است و تمامیت جسمانی زن را به مخاطره انداخته ، بدن وی بدون رضایت و آمادگی خودش مورد عمل اجباری قرار می گیرد. قانون مناسبات و روابط حیوانی را از طرف شوهر بالای زن حمایت می کند. یعنی شوهر "حق" دارد ضرورت غریزه شهوانی اش را مانند یک حیوان بالای زنش ارضا نماید، بدون اینکه آمادگی روانی و اخلاقی جانب مقابل را رعایت کند. (نام محفوظ) جغدی است که به ویرانه نیاز دارد، تا درانجا نغمه بدبختی بسراید. او در صدد آنست که طالبان تشیع را بوجود بیاورد و خود ملا عمر تشیع باشد. در حالیکه این موضوع وسیع تر و بالا تر از تراشیدن ملا عمر در مذهب تشیع می باشد".[ix]

10- "به طور نمونه (نام محفوظ)، فردی که لکۀ سیاه بر دامن دانشگاهیان افغانستان است. زنباره گی و خیانت به اصول دانشگاه دو خاصیت برجسته ی این موجود معلوم الحال است که برای اکثریت محصلین محترمی که در سالهای اخیر در دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی تحصیل کرده اند، روشن است".[x]

11- یک عده سکولار

12 "علاوه بر ارائه پیشنهاداتی پر از اشکلا و احیانا هماهنگ با سکولارها و ...، چهره معنوی حوزوی و عالمانه آنها در میان توده های مردم اهل تشیع مخدوش گردد..."[xi]

ادبیات جامعه مدل من پیراسته است

در ادبیات جامعه مدل من، اتهام نیست. بلکه "فَلَمَّا تَبَیَّنَ" است. قرآن جامعه مدل می گوید که "وَمَا کَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِیَّاهُ فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِیمَ لأوَّاهٌ حَلِیمٌ." (سوره توبه، آیه114) یعنی و طلب آمرزش ابراهیم براى پدرش جز براى وعده‏اى که به او داده بود نبود و [لى] هنگامى که براى او روشن شد که وى دشمن خداست از او بیزارى جست راستى ابراهیم دلسوزى بردبار بود. در جامعه مدل من "تبین" (روشن شدن) زنجیری است که مانع سخن گفتن بی بنیاد و اتهامات من می گردد. زیرا که جامعه مدل مؤمنین واقعی اند.

جامعه مدل، جامعه ای است که همواره در مخاطره نفس اماره قرار دارد. کتاب جامعه مدل من می گوید که "وَ مَا أُبَرِّىءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿سوره یوسف، آیه53﴾ یعنی من نفس خود را تبرئه نمى‏کنم چرا که نفس قطعا به بدى امر مى‏کند مگر کسى را که خدا رحم کند زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است. قرآن، کتاب جامعه مدل می فرماید که "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَکَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِیهًا ﴿سوره احزاب، آیه69﴾ یعنی اى کسانى که ایمان آورده‏اید مانند کسانى مباشید که موسى را [با اتهام خود] آزار دادند و خدا او را از آنچه گفتند مبرا ساخت و نزد خدا آبرومند بود.

در برخی از وبسایتهای موافقین قانون مذکور مخالفین خود را با عناوین سکولار خطاب کرده بودند. برای جامعه مدل من هر گونه خطاب بدون بنیاد و هرگونه قوطی سر بسته مجاز نیست. جامعه مدل من در سخن گفتن خودش احتیاط می کند تا نشود مرتکب عملی شود که سخن به سخیفی و سبکی کشانده شود. اصل برائت الذمه ممیز حق و باطل در جامعه مدل من است. تمامی شهروندان جامعه مدل من ماده 25 قانون اساسی را روی دروازه های خانه هایشان نصب کرده اند. و این اصل را در رفتار و گفتار و کردارشان تطبیق داده اند.

جعبه های سر بسته برای جامعه مدل من قناعت بخش نیست

- "ما قانون می خواهیم اما دمکراتیک"

- "قانون آری، تحجر، نه"

برای جامعه مدل من جعبه های سر بسته قناعت بخش نیست. جعبه های مبهم و سر بسته پر از اوهام است. برای جامعه مدل من "قانون دموکراتیک" و "قانون متحجرانه" مفهوم سر بسته هستند. زیرا که جامعه مدل من اول یک چیز را می فهمد بعد سخن می زند. و همواره هر مسئله ای و هر موضوعی را ابتدا نزد کارشناس و متخصص مطرح می کند بعد به مرحله کلام می آورد. زیرا که کلام افراد جامعه مدل من گویای عمق و ژرفای درون آنهاست. در هیچ جای ترمینولوژی حقوقی جامعه مدل من نیامده است که قانون گاهی دموکراتیک است و گاهی متحجرانه. معنای قانون در ادبیات جامعه من همان چیزی است که ماده نود و چهارم قانون اساسی گفته است: "قانون عبارت است از مصوبه هر دو مجلس شورای ملی که به توشیح رئیس جمهور رسیده باشد، مگر اینکه در این قانون اساسی طور دیگری تصریح گردیده باشد." و جامعه مدل من هر سخنی را که می زند حتما ارجاعاتی هم دارد. اگر قانون را به دو دسته دموکراتیک و متحجرانه می کند ارجاعاتش را نیز بیان می کند که در کدام ترمینولوژی موجود است.

ادبیات جامعه مدل من اقیانوس است

ادبیات جامعه مدل من محترمانه است. زیرا که جامعه مدل من اقیانوس است. از دید جامعه مدل من اولین چیزی که خداوند آفرید، کلمه است. کلمه ته روانهای آئینه را نشان می دهد. کلمه محترم است و شخصیت افراد را به نمایش می گذارد که چقدر عمق دارد. و این ظرف چقدر ظرفیت دارد. آن جویچه است که با ریختن اندک نجاست نجس می شود و آن اقیانوس است که با خروارها نجاست عین خیالش نیست.

به تعبیر فقها آب قلیل به وسیله تماس با اندک نجسی نجس می شود، هرگاه به آب کر (به ضم کاف) وصل شود پاک می گردد. وگرنه نجس است. و جامعه مدل من همواره کر (به ضم کاف) است. و آب کر همواره پاک است با آن می شود وضو گرفت و عبادت کرد. هیچگاه با هیچ چیزی نجس نمی شود. اقیانوس نجس نمی شود. جامعه مدل من اقیانوس نیز است، با صداها و ریتمها و رنگها و مشربها عین خیالش نیست، شبیه به اقیانوس و شبیه به آب کر. جامعه مدل من در هیچ شرائطی متوسل به تعابیر زیر نمی شود:

"(نام محفوظ) به مثابه یک انگلِ اجتماعی است ... قیافة دراکولای خون‌آشام ". / "همین کثافت (نام محفوظ) بود که / " مشتی از سربازان فرهنگی ناتو در کابل" / "(نام محفوظ) یکی از متهمان نقض حقوق بشر در افغانستان" / "... (نام محفوظ) جغدی است " / "(نام محفوظ)، فردی که لکۀ سیاه بر دامن دانشگاهیان افغانستان است. زنباره گی و خیانت به اصول دانشگاه" / "یک عده سکولار"و.....

این مطلب ادامه دارد

 



[xi] - بر مسود احوال شخصیه اهل تشیع چه گذشت؟، مجله راز سبز، شماره 5و6، 87

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :