قرار ملاقات

وبلاگ شخصی علی پیام

لحاف و تشک یک نفره

مذهبی ترین های کشورم شبیه به لحاف و تشک یک نفره است

(مرتبط با شایستگی های کاندیداتور ریاست جمهوری در کشورم)

علی پیام

تاریخ به روز رسانی: نهم جوزا88

قسمت اول

این نوشته تأملی است روی شایستگی های کاندیدای ریاست جمهوری افغانستان. البته این، تأمل من؛ به عنوان شهروند این کشور است. شما هیچ مجبور نیستید که این تأمل را قبول کنید و یا رد کنید. شایسته آن خواهد بود که اگر موافق نظرات شما بوده باشد، سعی کنید که آن را به دیگران معرفی کنید. بدیهی است که هر کاندیداتور مستقل و یا حزبی برای بالا آمدنش شایستگی های زیادی را برای کاندیداتوران مطرح می کنند. بدیهی است که هم کاندیداتوران و هم کاندید کنندگان برای کسی که در رأس رهبری نظام سیاسی قرار می گیرد، شرائطی را تعیین می کنند. اما شایستگی کاندیداتوران ریاست جمهوری چه معنا و مفهومی دارد؟ همراه این نوشته باشید و همراه بمانید.

بهتر است که با ارائه مثالی وارد بحث شایستگی های ریاست جمهوری شویم. وقتی که شما به بازار مندوی کابل می روید تا یک بوت و یا یک جوراب بخرید، قطعا برای بوت و جوراب شرائطی در ذهن خود ترسیم می کنید. مثلا بوت باید چرمی باشد، خوش فرم باشد، رنگش مطابق ذوق و حس باشد و غیره. جوراب نیز باید نخی باشد، بادوام باشد، رنگ توسی باشد، اندازه پا هم باشد. همان طوری که شما حق دارید با دکاندار شرائط تعیین کنید و همچنین برای بوت و جوراب شرائط ذهنی تان را با توجه به شرائط خودت تعیین می کنید، قطعا حق دارید تا برای کاندیدای ریاست جمهوری نیز شرائط تعیین کنید اینکه رئیس جمهوری آینده باید این باشد و آن. این و آن جزو خواسته ها و نیازها و مطالبات شماست.

آن کس که کاندید می شود، خواه مستقل و یا حزبی، در نطقهای انتخاباتی خودش شایستگی های را معین می کند و این شایستگی ها را برای پیروزی به ذهن و روان مردم القا می کند. آیا خواننده ارجمند این نوشته شما چه تأملاتی روی شایستگی های کاندیداتوران دارید؟ مردم نیز شایستگی هایی برای کاندیداتور مورد نظر و دلخواه خودش در نظر می گیرد. این نوشته به تعادل و تراجیح مایتصورهای شما و فرضیه های شما می پردازد.

1- کاندید شایسته، مذهبی ترین فرد جامعه افغانستان باید باشد؟

نقد و بررسی شایستگی مذهبی ترین فرد جامعه

مذهب همواره ابزار بزرگی برای پیشبرد اهداف افراد در سطوح مختلف جامعه بوده است. سخن گفتن از مذهب در جامعه ذهنی کشورم خط قرمزی است که حاشیه های خون و خطر دارد. در پوشش های این حاشیه های زر دوزی شده از خون و خطر سخن گفتن ریسک بزرگی است. اما از آنجا که در طراحی رئالیستیک جامعه مدل من هر فرد می تواند بدون هیچ شائبه عناصر جرمی ایده ها و ایده آلهایش را مطرح کند، به نقد و بررسی شایستگی مذهبی ترین کاندیداتور می پردازم.

شایستگی "مذهبی ترین کاندیداتور" در درجه اول ابهام دارد. در جغرافیای کشورم که حداقل دو مذهب کثیر الملت (حنفی و امامی) وجود دارند، کمی بغرنج و کلاف نخ می ماند که "مذهبی ترین کاندیداتور" یعنی چه؟ از لحاظ تحلیل محتوا بند "مذهبی ترین کاندیداتور" اما و اگرهای زیادی دارد. در قدم نخست جاذبه های این ترکیب، از نوت موسیقی آب هم شیرین تر جلوه خواهد کرد. اما وقتی بخواهیم این مفهوم را به عنوان خسته بادام و یا زردآلو بشکافیم تا درونش را بنگریم، کمی قضیه پیچیده تر می شود. پیچیدگی قضیه نه در شربت و شهد شیرین مذهب است، بلکه در فرم و ساخت مذهبی ترین و مذهبی بودن جامعه ذهنی افغانستان است. در ترمینولوژی جامعه مدل افغانستانی، مذهبی ترین فرد جامعه ممکن است متعصب ترین فرد جامعه نیز باشد. ممکن است که در قلمروهای روحی و ذهنی متعصب ترین فرد، مستبدانه ترین قلمروها نیز شکل بگیرد. باز هم در ترمنیولوژی جامعه مدل افغانستان، مذهبی ترین فرد افغانستانی تجربیات تاریخی خفه کردنهای صداها و عقاید و مذهبها و عقباها و دنیاهای متنوع و زنارها و تکفیرها را همواره با خود داشته است.

آیا در ترمینولوژی کسانی که این شرط مزین و قیمتی را مطرح می کند، آنهم در سرزمین خفه کردنهای تجربی آئین ها و مذهبهای افغانستان، چه تعریف و تحلیلی وجود دارد؟ این، بدین معنا نیست که مذهبی ترین فرد جامعه نباید در رأس رهبری جامعه افغانستانی قرار بگیرد. چنین شخصی حق دارد تا رهبری جامعه سیاسی افغانستانی را به عهده بگیرد، اما تجربیات تاریخی کشور من برای من این اندیشه را تثیت کرده است که همواره مذهبی ترین فرد افغانستانی نسبتا شایستگی نقض حقوق و آزادیهای فردی را به همراه داشته است. شاید به این خاطر که مذهبی ترین فرد، دنیاها و عقباها را از زاویه دید خودش می بیند و همه چیز را با عینک خودش ارزیابی می کند و همه چیز را می خواهد با ترازوی خودش تول کند. متعصب ترین فرد یک چشم ترین انسان این جامعه است. یک چشم ترین انسان جامعه بی چشم ترینها را خلق می کند. یعنی خالق کور کردنها و گودالها و سیاهچالها و غارهای قرغنه سوز و تقیه ها و کافر خواندنها و ارتدادها و حکم ها و فتواهای خیلی تماشایی است. اگر شک دارید به سراغ اسناد بروید تا حکم های کافری را ملاحظه کنید.

مذهبی ترین فرد جامعه، متدین ترین جامعه و با ایمان ترین فرد جامعه نیست. بلکه مذهبی ترین با مؤمن ترین فرق دارد. فرد شایسته مدل من مؤمن ترین فرد جامعه است. ولی مذهبی ترین نیست. گاهی ممکن است که در لایه های مذهبی ترین فرد جامعه عنعنات و عرفها و ... در جلد مذهب جا خوش کند. در حالی که مؤمن ترین فرد خالص ترین است. در حالی که مذهبی ترین، ناخالصی های بسیار دارد.

در جامعه گونه گون مذهبی و دینی افغانستان کسی می تواند در رأس هرم رهبری و مدیریت، شایستگی سیاسی از خود نشان بدهد که مؤمن ترین باشد ولی متعصب ترین نباشد. و آن کس که متعصب ترین است، موجبات استبداد مذهبی را فراهم می کند. پس، مذهبی ترین فرد جامعه نمی تواند شایسته رهبری سیاسی افغانستان باشد.

مذهبی ترین کاندیداتور شبیه به لحاف و تشک یک نفره است. فقط یک نفر می تواند بخوابد بقیه بیرون می مانند یا گرگ می خورد یا از سرما و گرما تلف می شوند. اما کاندیداتور شایسته من باید شبیه به خیمه ای باشد که در زیر چار ستون خیمه تمامی هفتاد و دو ملت از گزند باد و طوفان در امان بماند.

اینکه کاندیداتور شایسته، مذهبی ترین نیست؟ بغیر از اینکه "مؤمن ترین" باشد، دیگر هیچ معنایی ندارد. و .... . سرانجام سخن، به یک نفر مؤمن شبیه به خیمه نیازمندیم نه مذهبی ترین شبیه به لحاف و تشک یک نفره که فقط خودش بخواند.

 ادامه دارد

+