قرار ملاقات

روزنامۀ شخصی و آنلاین علی پیام

خودکشی همسایه

ادامه از صفحه اول

همسایه من عاشق است، خودکشی کرد اما نمرد

دانشجوی دانشگاه کابل است. معشوقه هم دانشجو است. یک روز که معشوقه قاش ترشی می کند و گویا دختر سر صنف بوده موبایلش را جواب نمی دهد، بچه عاشق دیوانه رأسا به سوی یکی از تعمیرهای مرتفع دانشگاه کابل می رود و در ملاء عام و در روز روشن و در انظار عموم در چشم رس دانشجویان دختر و بچه و استادان دانشگاه خود را از بالای تعمیر می اندازد: ترپ!

 من نمی دانم که چندین عاشق و یا معشوق در تاریخ دانشگاه کابل اقدام به خودکشی کرده است. اگر کسی آمار دارد، لطفا منتشر کند. اما این یکی  پس از چند روز بستری با پای و دست و لنگ و سر باند پیچی شده از شفاخانه آوردند اتاق مجردی اش که در طرف شرقی حویلی ماست.

 دانشجوی عاشق از اول صبح تا غروب و از غروب تا صبح فریاد می کشید و دل هر کافر به ناله می آمد. رفقایم گفتند که دختر یک روز عیادتش امد. گفته شده که بچه گگ کمی عصبی است و دختر با حوصله. گویا هر روز و هر لحظه موبایلش چلان بوده و مرتب به دختر تلفن می کرده، و توقع داشته در هر حالتی جواب داده شود. چه در سر صنف و یا در میله و یا در موتر و صحبت های فامیلی.

 بچه عاشق همسایه ما روزها بعد گچ پا و دست و سرش را باز کرد و مثل اول شد و سر صنف دانشگاه حاضر شد. اما این قسمت را نپرسیده ام که دیپارتمنت و استادان غیبت های طولانی وی را چه گفته است.

 بعدش مدتی به ولایتش رفت و حالا جور و تیار است. غصه اش را نخورید. اما در مورد تعمیری که خودش را از بالای آن انداخته است، روایت ها مختلف است. یکی می گوید چهار منزله بوده است. یکی دو منزله می گوید. اما یک روزی که از دروازه شرقی دانشگاه کابل به طرف دروازه غربی می رفتم تا به دانشگاه طب بروم، یکی نشانم داد: آن، آن تعمیری را که می بینی، فلان دانشجوی عاشق خودش را از بالای آن به زمین انداخت، آن هم به خاطر دل معشوقه اش. اما نمرده است.

 هر روز می دیدم و چند روزی است که نمی بینم. نپرسیده ام که کجاست؟ اما ناله هایش بر در و دیوار این حویلی و درختان پر برگ و بار و درخت سرو کهن که به آسمان رفته است و گیاهان وحشی وسط درختان مانده است. راستی، اگر دور از نزاکت نباشد از رفقا و اندیوالانش بپرسم عاشق کجا رفته است؟ امروز به دلم رسیده است که نشود خودش را این بار به آب و سنگ زده باشد و واقعا مرده باشد. شما صبر کنید که سؤآل کنم که کجا شده است؟ شاید دل شما هم برای ناله هایش که کمی از درد جسم و کمی از درد عاشقی بوده اند و به آسمان بلند می شد تنگ شده باشد. زندگی بدون ناله هم جهنم است. زندگی خوب آن زندگی است که توأم با ناله و با خنده و با غم و با شادی باشد.

 و واقعا کسی که حاضر می شود خود را از بالای تعمیر مرتفع به پائین بیندازد، عجب جسارت و شجاعتی دارد! دل شیر می خواهد. دل شیر نداری سراغ عاشقی نرو. این، توصیه جدی است. جدی بگیرید. مطمئن باشد احوال دانشجوی عاشق معلوم شد برای شما هم خبر می دهم. تا آن وقت منتظر باشید.

 

لینک صفحه