قرار ملاقات

وبلاگ شخصی علی پیام

نوروز 1389 در بامیان

نوروز ١٣٨٩ در بامیان بودم جای شما خالی

علی پیام/ شب نوروز در افتتاحیه دومین جشنواره (فیستیوال) نوروز از سوی برنامه اکوتوریزم بامیان دعوت شدم. دفتر اکوتوریزم پای دامن صلصال مجسمه بزرگ تخریب شده بودا قرار دارد. مهمانان داخلی و خارجی شرکت کرده بودند. در میدانی پیش پای بودا بودیم که یک مرتبه بودای بزرگ روشن شد و درخشید. تیم PRT (تیم بازسازی ولایتی نیوزیلند) روشنی انداز را انداخته بود بر چهره خاموش بودا (صلصال) و بدین طریق بودای مقتول روشن شد. همگی با شور و شعف از تصویر روشن و تاریک بودای بزرگ عکس گرفتند و فیلم. بودای کوچک در یک قسمت دیگر کوه است که با بودای بزرگ فاصله دارد.

سپس دعوت شدیم تا فیستوال افتتاح شود. به سوی یک قلعه یا دژ مستحکم و تخریب شده ای رفتیم در پای بودای بزرگ یعنی صلصال. امیر فولادی رئیس برنامه اکوتوریزم بامیان گفت که این قلعه هشتاد ساله است. نوار توسط سرپرست ولایت بامیان و رئیس بنیاد انکشافی اقاخان AKDN اقای باب، بریده شد و به غرفه های از صنایع دستی و آثار هنری و ظرفیت های اقتصاد محلی و طراحی و نقاشی رفتیم. صنایع دستی جالبی دارد بامیان. قالین های بی نظیر و سایر صنایع دستی.  خوشنوسی و فعالیت های برنامه اکوتوریزم دیگر دیدنی ها بود.

برنامه بعدی اجرای موسیقی بود توسط هنرمندان دمبوره و غچک و طبله و آواز که از ولسوالی ها و از مرکز بامیان و از کابل دعوت شده بودند و اجرای موسیقی توسط گروه هنری برنامه اکوتوریزم و اجرای نی توسط اقای کارگر نی نواز که از کابل به بامیان دعوت شده بودند.

فردای روز که اولین روز سال نو باشد در پای بودای بزرگ فیستیوال با حضور جمعیت انبوهی از اهالی بامیان و مهمانان داخلی و خارجی برگزار شد. در این برنامه اجرای نمایشنامه ضحاک ماردوش و کاوه آهنگر و نیز نمایشنامه پیشک و آجه توسط هنرمندان گروه صلصال برنامه اکوتوریزم بامیان برگزار شد.

بازی های محلی مانند دوره میخ، طناب کشی نیز اجرا شد. در بخشی از بازی طناب کشی تیم PRT یعنی نیروهای بازسازی (قوای ناتو) که از کشور نیوزیلند می باشند، با تیم محلی بامیان مسابقه دادند. چیز جالبی که در این جا دیدم امنیت کامل و صددرصد بامیان است. نیروهای نظامی بین المللی به راحتی تفنگ ها و تسلیحات شان را از شانه های شان گرفتند و یک جا کود کردند و سپس به مسابقه پرداختد. بدون واهمه از خطر انتحار و انفجار و تروریست و غیره.

برنامه های شاد دیگر شامل موسیقی محلی و سنتی مانند دمبوره، غچک، نی و توزیع جوایز بودند. روز اول جشنواره بامیان در محضر بودا پایان یافت. در حالی که علمای یکی از ولایات برگزاری جشن نوروز را تحریم اعلام کرده بودند و در حالی که در یکی از ولایات کشور روز خونین انتحار و انفجار را سپری کرده بود، اما بامیان در امن و صلح و زندگی و شادی گذراند.

روز دوم را رفتیم تور اسکی و یخ مالک بر ارتفاعات کوه بابا بلندترین قله کشور. ادامه برنامه جشنواره نوروز. در این تور جای دوست عزیزم امیر فولادی رئیس برنامه اکوتوریزم خالی بود. زیرا که ایشان در سمنیاری در المان شرکت کرده است. اما عبدالله و رضا عکاس برنامه اکوتوریزم و همچنین دوست من علی عرفان رئیس رادیو بامیان و عباس نادری خبرنگار نشریه آیساف (قوای بین المللی مستقر در بامیان) و دوستان خبرنگاری که از کابل امده بودند بودند. در این تور که تیم متخصص اسکی بین المللی از کشور امریکا و بریتانیا شرکت داشتند تیم اسکی بازان افغانستان خانواده کاگر نیز از کابل دعوت شده بوند. خبرنگاران رسانه های صوتی و تصویری و مردم محل نیز در این روز خاطره انگیز شرکت داشتند. البته به همراه تیم برنامه اکوتوریزم و اصحاب رسانه تصویری و صوتی مانند رئیس رادیو بامیان، خبرنگار تلویزیون طلوع که از کابل دعوت شده بود و عباس نادری و امیر فولادی رئیس برنامه و آقای چت و خانم لوری و آقای ین مکویلیام مسؤول ارتباطی بنیاد انکشافی آقاخان چند هفته پیش نیز در ارتفاعات کوه بابا منطقه علی بیگ آمده بودیم. اما امروز مسابقه یخ مالک و اسکی و دو میدانی در اعماق برف بین مردم محل برگزار گردید.

چت و لوری را برنامه اکوتوریزم بامیان به حیث مشاور اسکی استخدام کرده اند تا ظرفیت گردشگری زمستانی بامیان را به گردشگران دنیا معرفی کنند. قرار است این زوج جوان که از کوه های راکی امریکا امده اند، کتابی در باره ظرفیت اقتصادی گردشگری زمستانی بامیان بنویسند و به قرار گفته چت ظرفیت گردشگری اسکی کوه بابا خیلی بالاتر از امریکای شمالی است.

 روز سوم رفتم اداره و بعد ظهرش اختتامیه جشنواره بودم و موسیقی محلی (دمبوره و غچک و ترانه محلی) و توزیع جوایز و یک دنیا شادی. البته سخنرانی کوتاهی هم در اختتامیه داشتم. شادی حق مردم است. هیچ کسی حق ندارد شادی و شاد بودن و شاد زیستن را از مردم بگیرد. این مردم خاطرات جنگ و خطر شوم را سپری کرده اند. روی ارتفاعات کوه بابا قبرها و مزارهای شهدای را دیدم که در دره های عمق و ارتفاعات کوه به دست گروه طالبان به شهادت رسیده بوده اند. از مردمان محل ارتفاعات کوه بابا سؤال کردم گفت: زمانی که طالبان در بامیان آمده بودند مردم محل متواری شدند اما یک عده در کوه پناه بردند نیروهای طالبان در همان جاها پیدایشان کردند و به قتل رساندند. این مردم چنین قتل عام های را در طول سی سال جنگ دیده اند. و اگر این ها خنده را فراموش نکرده اند خیلی کار بزرگی است.

بغیر از کشتارها و کشتارهای طالبان کشتارهای بسیار دیگر در این ولایت سال هاست که خنده و شادی را بر لبان این مردم خشک کرده است. اما در نوروز باستانی مردمی که از جنگ و خشونت و خشکسالی و فقر خنده را فراموش کرده اند کمی با خنده و شادی آشتی کردند.

وجود صلح و امنیت بامیان را به دیده قدر بنگریم و به مردم بامیان احترام قائل شویم. و به تمامی کسانی که شادی را به یاد مردم می آورند که خنده و شادی نیز در زندگی وجود دارد، تشکر کنیم. لحظه ای که قوای مسلح بین المللی تفنگ های شان را بر زمین گذاشتند و بدون محافظ و تانک و نگهبان به مسابقه طناب کشی پرداختند، برای من لحظه شگفت انگیزی بود. بعدش به یاد خشونت طلبی های دیگر ولایات کشور افتادم و این بهشت و آن جهنم ها ذهن مرا مخدوش و مشوش ساخت.

اما در این بین رسانه های خبری کوتاهی کردند و روزهای جشن بامیان را انعکاس ندادند. سپس به شهباز ایرج پیام گذاشتم و گفتم: از جشن نوروز بلخ و هرات گفتی اما از فیستیوال بزرگ جشن نوروزی چند هزار نفری بامیان در اخبار بی بی سی هیچ نگفتی. و گیلایه من نثار تمام کسانی که در رسانه های ملی و بی المللی کار می کنند باد. حتا روزی که به ولسوالی کهمرد به همراه بلند پایه ترین هئیت حکومتداری محلی بامیان رفتیم و کهمرد به عنوان ولسوالی صلح اعلان شد و این که از شش ولسوالی بامیان پنج ولسوالی اش به عنوان ولسوالی صلح اعلان شده و ولسوالی ورس نیز به زودی به عنوان ولسوالی صلح اعلان خواهد شد، در رسانه ها انعکاس نداشت.

و این که پس از ولسوالی ورس بامیان به عنوان اولین ولایت صلح در  کشور افتخار خواهد بخشید. حتما آن وقت نیز انعکاس خبری داده نخواهد شد. این عمل، درواقع پوشیده نگهداشتن صلح طلبی و امنیت خواهی مردم بامیان خواهد بود. معنای بدی دارد.

لطفا بامیان را فراموش نکنید. بامیان سرزمین اسطوره و افسانه است. آثار شهر ضحاک ماردوش وجود دارد. خرابه های شهر  صحاک آدم را به دل تاریخ اسطوره ای می برد. خداوند رحمت کند حکیم ابوالقاسم فردوسی را که داستان ضحاک و کاوه و فریدون را با تمامی هنرمندی به ما به یادگار گذاشته است. دره آهنگران در بامیان محل بودباش کاوه اهنگر است. کاوه ای که با بیرق چرمی اش مردم را به حرکت آورد و حکومت ظالمانه ضحاک را سرنگون کرد.

در دره شهیدان بامیان غار فریدون عادل که داستانش به طور مفصل در شاهنامه آمده است. مردم می گویند در اسطوره های بامیان آمده است: هرگاه کاوه در دره آهنگران پتک می کوبیده است فریدون در غار اذیت می شده است. لطفا یک بار دیگر داستان اسطوره ای بامیان را در شاهنامه ابوالقاسم فردوسی بخوانید. البته شما فقط داستان خواهید خواند. اما من نشانی ها و آثار به جای مانده اسطوره های بامیان را به چشم می بینم. اگر توانستید به بامیان سفر کنید.

بامیان ولایت درجه3 است. راستی می دانید که چطور می شود که ارتقایش داد؟ دیدگاه های خود را برای ارتقای بامیان به درجه2 یا بالاتر شریک بسازید. دیدگاه خود را راجع به توسعه گردشگری بامیان نیز شریک بسازید. بامیان دارای مناظر و چشم  اندازهای بی نظیر در سطح دنیاست. یونسکو (سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد) هم این عقیده را دارد. اگر گردشگری در بامیان رونق بیابد آن وقت سطح معیشت مردم نیز بالا می رود. البته یکی از غنی ترین معدن آهن شاید در سطح دنیا در بامیان قرار دارد. راه های استخراج آن را نیز تحلیل کنید و تحلیل خود را شریک بسازید. با PDC یا کمیته انکشافی. معدن ذغال سنگ بامیان نیز بی نظیر است. در ولسوالی کهمرد رفته بودیم از نزدیک معدن ذغال سنگ را دیدم. بامیان معدن آب است. بامیان در ارتفاعات تقریبا 2500 متر از سطح دریا قرار دارد. کوه بابا با مهربانی آب را هدیه می کند. از آب بامیان استفاده بهینه نشده است. حتا شهر بامیان که دارای رودخانه ای است برق ندارد.

راه های انکشاف بهتر بامیان را با دولت و نهاد انکشافی ولایت شریک بسازید.

تا بعد...

+