قرار ملاقات
وبلاگ شخصی علی پیام نویسنده‌ی افغانستانی
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     

مرگ نویسنده

علی پیام/ بامیان/ نوشتن های روزمره هم یک نوع مرگ زود رس است. کار اداری هم یک نوع مرگ زودرس است. مرگ مرگ است. شاخ و دم ندارد. به یک نویسنده بگو برو پشت میز بنشین، مثل این است که بگوئی: برو بمیر. نویسنده خلاق به نوشتن روزمره نگاه خلاقانه دارد. اما نویسنده خلاق روزمره قلم نمی زند بلکه از تجربیات نوشتن های روزمره و گزارشی استفاده کرده و برای نوشتن خلاقانه خود مایه می گذارد.

در جستجوی رازهای ماندگارم. کاش می شد لحظه ها را در خدمت خلاقیت به کار می بردم و از روزمرگی خود را خلاص می کردم. برای نویسنده خلاق لحظه ای که ننویسد و لحظه ای که خلاقانه ننویسد مرگ است. مرگ شاخ و دم ندارد برایش. برای نویسنده به جز هنرمندی باقی همه اش دوغ است. تازه دوغ بهترین نوشیدنی است. و برای نویسنده خلاق مهم این است که چشمه ای باشد که بجوشد و مردم را بجوشاند و از عاطفه بگوید و مهر را و عشق را ترسیم کند.

روزها و روزها و لحظه به لحظه به سوی مرگ به پیش می روم. مرگ زودرس. از دست فرصت های خلق و خلاقیت مرگ زودرس است برای نویسنده. برای نویسنده هیچ چیزی اقناع آور نیست. فقط لحظه ای که بنشیند و بنویسد همان لحظه دنیا مال اوست. البته با این قید که نویسنده های خلاق به دنبال نوشتن های بازاری و روزمره و زدوبندهای سیاسی و چتیات بازاری نیست.

از مرگ می ترسم. از مرگ زودرس. از این که هر لحظه بمیرم. از این که نتوانم تشنگی روح را با نوشتن سیراب کنم. هر موقعیتی خواه از نوع کلان و خواه از نوع خرد و ریز خبر از مرگ زودرس می دهد. زندگی تمام انسان های خلاق را خواهانم. بجز هنرمندان متباقی مرده های زنده مانند هستند.

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :