قرار ملاقات

روزنامۀ شخصی و آنلاین علی پیام

کار در اداره

لطفا بدون ذکر منبع و بدون اجازه رسمی کاپی نشود.

کار در اداره: سنگ. سنگ. سنگ. کوه. کوه. کوه. عقیم. عقیم. عقیم. امکانات در پایتخت و چند شهر مهم جمع شده اند. هر کسی که دستش به دهانش می رسد همانجاها زندگی و کار خود را عیار می کند. ولایات درجه3 می ماند با تعداد پنتیوم1. پینتیوم1 هایی که هارد و گرافیک پنتیوم4 را نمی توان رویشان عیار کرد. نمی کشد. هنگ می کند. هرچند گفته شود که باید کتاب بخوانی، برنامه کاری داشته باشی، ناس نخر، کتاب بخر، بز نخر، کتاب بخر، کچالو نخور، کتاب بخوان، نه. سنگ. سنگ. سنگ.  ولایات درجه3 می ماند با افراد درجه پائین که هم پنتیومش پائین است و هم اصلا از بیخ به پنتیوم نرسیده ست. کس نمی آید در ادارات حکومتی که آسمانش یک قریش باشد. افراد دشت مانده می آیند. از ... پرسیده می شود که لطفا آدرس ایملت را بده. از سر تأمل می گوید: ... اوم. در کافی نت کابل مانده است. رئیسی نمی داند که استراتژی انکشاف ملی یا دید افغانستان یا آئینه افغانستان خوردنی است یا پوشیدنی. ناس است یا یک پیاله چای. رئیسی توانایی نوشتن پیشنهاد یا پروپازل ندارد. سنگ. سنگ. سنگ. دستگاه اداره ... دوست ندارد که اصلاحات شود. زیرا می ترسد اگر اداره نو شود کهنه ها دور  انداختنی می شوند. اداره ها کهنه اند. دستی هستند. کمپیوترها صف در صف، اما جل کرده و یا در انبار. برق نیست. نامه های اداری نوشته می شود بدون مستند به اسناد تقنینی. عین نامه های عاشقانه یا دعا و سلام. پیشنهادها در پایتخت یا گم و گو رمی شوند یا سوزانده می شوند یا شاید اصلا سواد خواندن و نوشتن در پایتخت رسم نیست. من سنگ شده ام. سنگدل شده ام. عین سنگ. باید لبه فرش ته شعبه خود را پس بزنم و ناس تف کنم. یا ... (این تکه ای از دفترچه خاطراتم است که با دوستان خودم شریک می سازم. البته هر کس نخواند. آدم های پنتیوم1 نخواند. ادم های بی سواد نخواند.)

   + علی پیام ; ٩:۱۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠
comment نظرات ()