قرار ملاقات

روزنامۀ شخصی و آنلاین علی پیام

آئین نو جمهوری دوروب

آئین نو جمهوری دوروب

شروع یک طرح روایی

6 جوزا 1391 شهر کابل

1

هیچ لازم نیست که دنبال سنگ نوشته ها و یا اثار قدیمه به جای مانده در کوه ناوسیاه یا سنگ زارک بگردیم تا کشف کنیم که در ملک و آبادی فخیمه دوروب چه رخدادهای در آئین ها و مرام ها و مشرب ها و تفکرات پیش امده است. همین که پتک بچه غولدوی در ملاء عام و در حضور عام و خاص قدراست از پیش سیدآخند شاه ابراهیم کربلایی تگلخوجه یر شد. دست آغا را نبوسید. همگی کوجی کردند گویا بی بی دو جهان راسا امد و معجر از سر برداشت به خاطر نواسه اش و زمین شق شد. ناف زمین چپه شد عین اشکمبه گوسفند.

دوروب جمهوری نوآبادی است در گیتی با این وسعت اش. وانگهی غولدوی تسمه کمربند را نگرفت تا پتک را بزندش مثل خر و تمام جان پتک شود عین انگشت. تمام مردم آبادی مانند غولدوی، شاه خلخلک، لورسه، پرخک، اشکمبه سر، شیخک گیروی خانه عباس کربلایی کوجی کردند و سیاه شدند گویا به راستی علم ابوالفضل العباس از بالای منبر دیار مینه کنده شد راست آمد کمر مردم آبادی را میده کرد.

شاه ابراهیم کربلای گلخوجه که دستش را بالا برده بود برای تابوق، در هوا معلق مانده بود. پتک نشست عین نرگاو خانه بابایش که خوابیده است ته گاوبند و نشخوار می کند. آرام. بی خیال. این شروع دگرگونی در تفکر مردم آبادی دوروب شد. زمین و زمان در هم امیخت. اسمان امد پائین شد شدیار. شد زمینی. خاکی. عرش بی عرش. زمین رفت بالا در قاب و قوسین و اوادنی. ساحت های قدسی شکل دیگر گرفت. همه چیز مثل هم. رنگ ها شد خاکستری. عکس ها کم کم از تابوغ شدن شد خلاص. عکس های بین کتاب های با پوش پوست خانه شاه ابراهیم کربلایی که از پشته شاه نجف آورده شده بود دیگر از تابوغ شدن شد تمام.

شاه ابراهیم کربلایی گلخوجه شد چندین تکه. تکه تکه. یک تکه متعلق به پتک و تکه دیگر متعلق به غولدوی بابای پتک. پتک شد مبنای شکل گیری صداها و صداها و آواهای که پیچید و پیچید در آبادی دوروب و سپس تمام بندر و سنگتخت را گرفت تا آوازه اش افتاد که در کاسی، غور، بامیان، غزنی، لعل و سرجنگل نیز سرایت کرده است.

ادامه دارد

 

   + علی پیام ; ٦:٥٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۱
comment نظرات ()