قرار ملاقات

وبلاگ شخصی علی پیام

نقدی بر کتاب سنگ‌قبر

نقدی بر کتاب سنگ‌قبر

(مجموعه داستان سنگ‌قبر اثر علی پیام)

توسط: روح‌الله فجر، استاد دانشگاه البیرونی

7 سپتامبر 2015

منبع: صفحه فیس‌بوک روح‌الله فجر Rohullah Fajr

چند وقت قبل کتاب "سنگ‌قبر" به قلم علی پیام را خواندم. این کتاب شامل ده داستان می‌شود که از دوران مهاجرت نویسنده در ایران (1372) شروع و به دوران حامد کرزی در افغانستان (1388) ختم می‌شود. این داستان‌ها بادرنظرداشت واقعیت‌های عینی جامعه نوشته‌شده که ابعاد متفاوت را دربردارنده. ولی آنچه برای من جسته بود رویکرد منتقدگرایانه نویسنده به جو حاکم و فرهنگ جامعه است. مثلاً نویسنده در داستان مجسمه به عدم صداقت نجار اشاره می‌کند و به خاطر مستندسازی مطلب از زبان بدن استفاده می‌کند و از بینی خاریدن بیش‌ازحد نجار شکایت می‌کند.

در داستان "یک مرد مسلمان و یک مرد هندو" از عملکردهای دوره‌های جنگ داخلی ناله می‌کند و آن‌ها را قاتل معشوقه‌های مرد مسلمان و مرد هندو می‌داند و به‌صورت غیرمستقیم اظهارمی دارد که نه در آئین هندو این عمل جواز دارد و نه در آئین اسلام؛ و در ضمن فرهنگ مردم هندو را معرفی می‌کند که مرده‌شان را می‌سوزاند. حال‌آنکه مسلمانان زنده‌شان را می‌سوزاند و فکر می‌کنم که یک کنایه است به دوران جنگ‌های داخلی و حملات انتحاری طالبان. وهم چنان از عدم تطبیق و حمایت عدالت سخن می‌گوید و یادی از قبرستان کارت سخی و شهدای صالحین می‌کند. در همین داستان اشاره به برخورد بد افراد دولتی در دوران حامد کرزی کرده و ازجمله برخورد غیرانسانی قومندان‌ها و پلیس را نسبت به مرد مسلمان و مرد هندو یادآورمی شود.

در داستان "کابل روشن است "اشاره به ارزش عشق می‌کند و علاوه می‌نماید که مردم به‌خصوص جوانان از جوهر عشق محروم است که گوهر انسانیت را تشکیل می‌دهد و این مسئله را بحران‌ساز جلوه می‌دهد. بعلاوه تمام آثار فرهنگی کشور و کتابخانه‌ها را به باد انتقاد می‌گیرد که حتی یک کتاب به نام عشق چیست؟ وجود ندارد.

در داستان "بهترین تحفه" نویسنده تجمل‌گرایی مردم افغانستان و تهاجم فرهنگی کشورهای همسایه را بالای کشور ما موردنقد قرارمی دهد و ادعا می‌کند که مردم به‌جای اینکه به همدیگر عشق بورزند، فرع را به اصل ترجیح می‌دهند و عاشقان معشوقه‌شان را به‌مثابه گودی می‌پندارند. عاشقان بادرنظرداشت گودی‌های که در مارکت وجود دارند، الگوهای که توسط سریال‌های هندی و ترکی به وجود آمدند، لباس انتخاب می‌کنند و من حیث باارزش‌ترین تحفه به معشوقه‌شان اهدا می‌نمایند؛ و از تهاجم فرهنگ خارجی‌ها به‌ویژه از تهاجم فرهنگی پاکستان، هند، ترکیه و ایران با لحن شدید انتقادمی کند.

برجسته‌ای دیگری که در این کتاب دیدم مسئله استفاده از واژه‌های اصیل دری است که در فرهنگ روستایی مردم جا داشته و کاربرد واژه‌های فرهنگ خود ما در غنی‌سازی ادبیات معاصر نقش ارزنده داشته و باعث جاویدانی کلمات و شناخت کلتور ما می‌گردد.

باوجود مطالب خوب و مفید این کتاب چند مسئله را باید اشاره‌کنم:

اولاً وقتی‌که چشم ما به پوش و نام این کتاب می‌افتد یک چهره منفور را در ذهن ما می‌آورد که ناشی از منفی اندیشی بیش‌ازحد نویسنده است و چنانچه متن کتاب نیز گویای این مطلب است. در جامعه افغانستان چنانچه که خودش نیز به اوضاع انتقادمی کند، نباید از آدرس آثار فرهنگی در ذهن مردم تشویش و فکر بیش‌ازحد منفی انتقال داده شود و باعث بیمارهای مزمن روانی گردد. درست است که انسان‌های بسیار کشته شدند و قبرستان‌های بزرگی داریم و حتی قبرستان‌های دسته‌جمعی.

ثانیاً، نویسنده در کتاب خود از الفاظ بسیار تکراری استفاده کرده که ازجمله می‌توان واژه معشوقه را نام برد. آن‌قدر این واژه تکراری است که می‌توان این کتاب را "معشوقه نامه" نامید.

ثالثاً، نویسنده این کتاب کسی است که در ادبیات دست بالا داشته و برنده چندین جایزه ملی و بین‌المللی است ولی در شیوه نگارش آن‌طوری که لازم بوده دقت صورت نگرفته است. مثلاً در داستان "زمین‌های بایر و پرچین‌های خشک "نویسنده از زبان فرد نقل‌قول می‌کند ولی در بخش نقطه‌گذاری‌شان هیچ‌گونه توجه نشده که آیا نقل مستقیم است و یا غیرمستقیم.

درهرصورت، کتاب متذکر یک کتاب غنی از مفکوره‌های انتقادی و ادبی بوده که مبتنی به واقعیت‌های عینی و فرهنگ امروز ما نوشته‌شده که سزاوار ارزش‌گذاری و قدردانی بوده و به‌جرئت گفته می‌توانم که باعث ماندگاری نویسنده خواهد شد.

  
نویسنده : علی پیام ; ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٤
تگ ها :