در ژرفای استبداد فکری

ببینید روان و جان اشباح چگونه از خودکامگی و زنجیرهای ذهنی پر است و لبریز؛ چونان گاوسنگی هستند در بین راه پیشرفت و زیست آدمگری یا گاوهایی که به جای چریدن علف- صد افسوس- نان حیف می‌کنند. دهان این‌ها را باید کاهگل کرد تا بفهمند دموکراسی تنها علف نیست که پس از خوردن آن نشخوار کرد. ما در چنین ستم‌آبادی با چنین پدیده‌هایی در یک زیست جمعی زندگی می‌کنیم؛ کسی هست که برای ما یا بخندد یا گریه کند؟ ما چقدر بی کس هستیم که بر ما نمی‌خندد و یا ماتم سر نمی‌دهد! اگر بتوانیم دهانشان را کاهگل کنیم، مغزشان را چه کار کنیم؟ به نیکی و خوبی می‌دانم که چه چیزهایی این مغزها را شستشوی داده است. اگر بگویم مرا می‌کشند. اگر بگویم کشته خواهم شد؛ وانگهی جنازه‌ام را هیچ‌کسی بر دوش نخواهد گرفت و به گورستان نخواهد برد. چهار دوروبرم اشباح هستند. من هم کم کم دارم شبح می‌شوم. استبداد و ستم تا چه اندازه باشد که آن ته سخن ژرفای دل خود را نتوانی بر زبان بیاوری. این یادداشت من را از زندان بخوانید.

in injustice deep

Please look at me! There is some ghost in my around that their spirits are full of injustice. And their mind are full of injustice. They are the same of a hard rock that doesn’t allows progress and development for society, or they are like a Cow that not understand between bread and Grass. So, I am so sorry that they eat bread, they have to eat Grass instead Bread. We live in such system and we are living whit him. So, there is no anyone that cry or laugh for me. We don’t have anyone that say for me tragedy.

There are some person or some ghost that they not understand what is Democracy! By the way, we must be close their mouth whit thatch. I know that haw change their mind, if I say, I would be killed. Then anyone doesn’t find that will be bring me to tomb. So, look at us, we live between ghosts, as son I will become ghost. Please read main not from prison.

/ 0 نظر / 92 بازدید